<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?><ArticleSet>
                    <Article>
            <Journal>
                <PublisherName>مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره)</PublisherName>
                <JournalTitle>انوار معرفت</JournalTitle>
                <Issn>2645-8217</Issn>
                <Volume>10</Volume>
                <Issue>1</Issue>
                <PubDate PubStatus="epublish">
                    <Year>2021</Year>
                    <Month>06</Month>
                    <Day>22</Day>
                </PubDate>
            </Journal>
            <ArticleTitle></ArticleTitle>
            <VernacularTitle>بررسی تطبیقی الهیات سلبی و ایجابی از منظر دیونیسیوس آریوپاغی و محیی‌الدین ابن‌عربی</VernacularTitle>
            <FirstPage>89</FirstPage>
            <LastPage>102</LastPage>
            <ELocationID EIdType="pii">186</ELocationID>
            <ELocationID EIdType="doi"></ELocationID>
            <Language>FA</Language>
            <AuthorList>
                        <Author>
            <FirstName>علیرضا</FirstName>
            <LastName>کرمانی</LastName>
            <Affiliation>دانشیار - گروه عرفان مؤسسه</Affiliation>
            <Identifier Source="ORCID">0000-0002-6731-419X</Identifier>
        </Author>
                    </AuthorList>
            <PublicationType>Journal Article</PublicationType>
            <History>
                <PubDate PubStatus="received">
                    <Year>2021</Year>
                    <Month>05</Month>
                    <Day>22</Day>
                </PubDate>
            </History>
            <Abstract></Abstract>
            <OtherAbstract Language="FA">دیونیسیوس آریوپاغی و عارفان مسلمان در مکتب ابن  عربی در عین اینکه در برخی کلمات خود به الهیات سلبی نزدیک شده اند و خدا را بیان ناپذیر و حتی معرفت ناپذیر دانسته اند، بسیار از معرفت  خدا سخن گفته  و به نوعی بر الهیات ایجابی تأکید داشته اند. از منظر ایشان، این هر دو منظر مطابق با نفس الامر است؛ به این معنا که حق در مقام ذات و با لحاظ عدم تجلی، شناخت ناپذیر و از این رو بیان ناپذیر است و در موطن تجلیات، شناخت پذیر و بیان پذیر می باشد. عارفان مسلمان با تفکیک چهار مرتبة تنزیه، تشبیه، جمع تشبیه و تنزیه، و مرتبة فوق تشبیه و تنزیه، توانسته اند تحلیلی غنی تر از این منظر عرفانی ارائه دهند. در این تحلیل، عارف با عبور از کثرات مادی و مثالی، به تعینات تنزیهی معرفت می یابد و با شهود مرتبة وحدت و مشاهدة  سریان حق در تمامی مخلوقات، به تشبیه  راه می برد. از این منظر، عارف آن گاه که به تعینات ناظر است، تنزیه می یابد و تشبیه؛ و آن گاه که به وجودی نظر می کند که در همة این تعینات تنزیهی و تشبیهی جاری است ، جمع تشبیه و تنزیه می یابد؛ و البته حقِ فراتر از همة تجلیات و فراتر از وجود ساری در آنها را مقام تنزیه اطلاقی یا مقام فوق تنزیه و تشبیه می داند.</OtherAbstract>
            <ObjectList>
                            <Object Type="keyword">
                <Param Name="value">عرفان مسیحی</Param>
            </Object>
                        <Object Type="keyword">
                <Param Name="value">تشبیه</Param>
            </Object>
                        <Object Type="keyword">
                <Param Name="value">تنزیه</Param>
            </Object>
                        <Object Type="keyword">
                <Param Name="value">عرفان اسلامی</Param>
            </Object>
                        <Object Type="keyword">
                <Param Name="value">الهیات ایجابی</Param>
            </Object>
                        <Object Type="keyword">
                <Param Name="value">الهیات سلبی</Param>
            </Object>
                        </ObjectList>
            <ArchiveCopySource DocType="pdf">https://erfani.nashriyat.ir/sites/erfani.nashriyat.ir/files/article-files/6_14.pdf</ArchiveCopySource>        </Article>
    </ArticleSet>
