<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?><ArticleSet>
                    <Article>
            <Journal>
                <PublisherName>مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره)</PublisherName>
                <JournalTitle>انوار معرفت</JournalTitle>
                <Issn>2645-8217</Issn>
                <Volume></Volume>
                <Issue></Issue>
                <PubDate PubStatus="epublish">
                    <Year>2026</Year>
                    <Month>07</Month>
                    <Day>02</Day>
                </PubDate>
            </Journal>
            <ArticleTitle></ArticleTitle>
            <VernacularTitle>تبیین رابطه تأویل و هستی در مکتب ابن‌عربی</VernacularTitle>
            <FirstPage></FirstPage>
            <LastPage></LastPage>
            <ELocationID EIdType="pii">215</ELocationID>
            <ELocationID EIdType="doi"></ELocationID>
            <Language>FA</Language>
            <AuthorList>
                            </AuthorList>
            <PublicationType>Journal Article</PublicationType>
            <History>
                <PubDate PubStatus="received">
                    <Year>2026</Year>
                    <Month>07</Month>
                    <Day>02</Day>
                </PubDate>
            </History>
            <Abstract></Abstract>
            <OtherAbstract Language="FA">تأویل در اصطلاح عرفانی یعنی رجوع به اصل و مبدأ شیء. محققان الهی از دیرباز برای پدیدارها همچون نفس انسانی و الفاظ، اصل (بطون و ذات) و مراتب متعدد و مدارج اعلای وجودی قائل بوده&amp;not;اند. در مکتب عرفانی ابن&amp;not;عربی همه هستی، دارای نطق و تکلم و مظاهر یک حقیقت وجودی بوده، بینونیت حقیقی بین آنها نیست و همه تأویل&amp;not;پذیر اند. از آن&amp;not;جا که بطون اشیاء، الفاظ و انسان با یکدیگر مسانخت وجودی دارند، بلکه طبق قاعده &amp;quot;کل شیء فیه کل شیء&amp;quot;، همه موجودات و عوالم غیرمتناظر و هم&amp;not;عرض نیز با هم مرتبط اند، با کشف حقیقت هریک از آن&amp;not;ها، تأویلی رخ می&amp;not;دهد که بقیه را نیز (به صورت نسبی) کشف می&amp;not;کند. تبیین این تأویل و مبانی آن، در این تحقیق پی جسته می&amp;not;شود. این موضوع، نوعی از تأویل عرفانی است که در مکاتب غربی و اسلامی کمتر مورد توجه قرار گرفته است. نکته دیگر در این مقاله، بررسی رابطه هستی و تأویل در دو قوس نزولی و صعودی می&amp;not;باشد که به این معنی است که در عملیات تأویل، بایستی فرآیند معکوس قوس نزول (تنزل و بروز هستی) در قالب اسماء وجودی تا مرحله وجود لفظی را طی کرد و با پیرایش قیود موجودات، به همه بطونِ متداخل (طولی) حتی متوازی (عرضی) رسید. یکی از نتایج این مقاله پذیرش خلاقیت و تکثر تأویل&amp;not;ها و خوانش&amp;not;ها از حقیقت است؛ اما در عین حال، هر نشئه، دارای اصل&amp;not;های ثابتی است که بطون به آن&amp;not;ها ارجاع می&amp;not;شوند که در نتیجه، نباید احکام هر سطح از معانی را به مرتبه دیگر داد.</OtherAbstract>
            <ObjectList>
                            </ObjectList>
                    </Article>
    </ArticleSet>
