پژوهش حاضر در صدد تبیین فرایند تولید سازوار اخلاق عرفانی است که امروزه خواستۀ محققان است؛ این که این اخلاق در ساختار فضایل بر چه مبنای هستی شناختی و انسان شناختی و با چه موضوع، معیار و غایتی شکل میگیرد. روش این پژوهش نیز توصیفی ـ تحلیلی و با بهرهگیری از مطالعه اسنادی انجام شده است. یافتهها نشان میدهد که اخلاق عرفانی نظامی اخلاقی با مبانی توحیدی است. موضوع آن نیز حقیقت قلبی از حیث توان ارادی بر فعلیت اسمای الهی و صدور فضایل اخلاقی است. در این نظام، فضایل اخلاقی با اسمای الهی پیوند مییابند و تخلق به اخلاق الهی محور سیر اخلاقی قرار میگیرد. روش این گونه اخلاق نیز بر «توجه قلبی و تجلی اخلاقی» و تناسبسازی میان انسان و حق سبحانه استوار است و ارزش اخلاقی افعال نیز در نسبت با تحقق کمالات و صفات و اسمای الهی در انسان سنجیده میشود. نتیجه آن که اخلاق عرفانی را میتوان نظامی دانست که در آن اخلاق در پرتو توحید و نسبت انسان با حق سبحانه معنا مییابد و غایت آن، فراتر از تحقق فضایل، تقرب و استکمال انسان از طریق تخلق به اخلاق الهی و فعلیتبخشی به اسمای الهی و تشابه وصفی با حق سبحانه و تعالی است.