تناقض‎گويي در شريعت پائولو كوئليو

سال چهارم، شماره دوم، پياپي 10، بهار و تابستان 1395

زهرا محسني زاده/ كارشناس ارشد كلام دانشگاه علوم حديث واحد تهران    z.mohsenizadeh.z@gmail.com

سلماز کارانديش/ دانشيار دانشکدة الهيات دانشگاه شيراز karandish@shirazu.ac.ir

دريافت: 12/9/1393 ـ پذيرش: 25/01/1394

چکيده

با پيشرفت حيرت  آور، تمدن و صنعت، كم كم نقش دين و معنويت در جامعه كم رنگ شد. اين امر بر بشر خواهان معنويت و پرستش، گران آمد و معنويت­هاي ساختگي، از سوي پيامبران نوظهور، که مدعي درک حقيقي معنويت بودند، براي ارضاي اين عطش در زندگي انسان معاصر غربي در قالب هاي مختلف عرضه شد.   
يکي از اين معنويت­هاي نوظهور، جنبش معنوي پائولو کوئيلو است؛ شخصيتي که سابقهاي با تأثيرپذيري از گذشته خود و نظرات ديگران، توانست در قالب تأثيرگذار رمان، کتاب­هاي مختلفي را براي نشر افکار خود به تشنگان معنويت ارائه دهد. آنچه در اين مقاله مورد بررسي قرار مي گيرد، ارائه نمونه­هايي از درون نوشته­هاي وي براي تشخيص خطاهاي اوست تا صرف نظر از غير عقلاني بودن افکار و نظريات وي، بتوان خطاها و نقاط ضعف موجود در آثار وي را از طريق تناقض و عدم انسجام افکار و نظرات وي به دست آورد. شيوة نقد در اين نوشتار، بررسي بسياري از تناقضهاي موجود در آثار وي مي­باشد. به بيان ديگر، نقد پيش­رو، نقدي درون متني است که نشان دهندة عدم پايبندي نويسنده اين آثار به نظرات و گفته هاي خود مي­باشد. از آنجا که وي مدعي ارائه شريعتي نوساخته است، و در اين راه از رمان بهره مي­برد، اين موضوع نيز مورد بررسي مختصري قرار گرفته و در پايان، به دليل بنيادين بودن تأثير نگرش به خداوند در هر تفکر، تصويري که او از خدا در شريعت خود ارائه ميدهد نيز بررسي و ذکر مي­شود.

کليدواژه ها: خداوند، عرفانهاي کاذب، پائولو کوئليو، معنويت، شريعت، تناقضگويي.