تبيين نظرية جمع ميان تشبيه و تنزيه عرفاني

قيمت مقاله الكترونيكي: 
1500تومان

سال پنجم، شماره اول، پياپي 11، پاييز و زمستان 1395

محمدحسين جعفري/ دانشجوي دکتري اديان و عرفان تطبيقي مؤسسة آموزشي و پژوهشي امام خميني ره   hosinjafari77@Yahoo.com
محمدفنايي اشکوري/ استاد‌ مؤسسۀ آموزشي و پژوهشي امام خميني ره   eshkevari@qabas.net; fanaei.ir@gmail.com
دريافت: 22/12/1395 ـ پذيرش: 20/06/1396
چکيده
«تشبيه» انسان‌وار دانستن خداوند، و «تنزيه»، دور دانستن خدا از نقايص مخلوقات است. بسياري رابطة اين دو را مانعة‌الجمع دانسته‌اند، و حال آنکه در متون ديني، تنزيه همراه با تشبيه است، بلکه در دل هر تنزيه، تشبه نهفته. در ابتدا، جمع ميان تشبيه و تنزيه متناقض مي‌نمايد. خداوندي که از نقايصِ مخلوقات دور است، چگونه بدان‌ها از رگ گردن نزديک‌تر است؟ عرفان نظري با ارائة نظامي وجودشناسانه، به تبيين اين مسئله نشسته ‌است. ذات حق به اطلاق مقسمي، نه‌تنها از تشبيه، بلکه از تنزيه نيز مبراست. مقام ذات را مي‌توان فوق تشبيه و تنزيه دانست؛ زيرا در آن مقام، خلقي راه ندارد. بر اساس وحدت شخصي وجود، حق وجود بالذاتِ حقيقي است و همه جا را فراگرفته. پس از مقام ذات، ماسواي حق، تجليات، و شئونِ حق هستند که وجودي بالعرض دارند و البته داراي نفس‌الامر هستند. وجود بي‌نهايت حق در دل هر ذره، موجود و فراتر از آن نيز هست. اين وجود بي‌نهايت داراي تمايز احاطي است و بر همة تجلياتش، احاطة وجودي دارد. بنابراين، در مقام کثرت، حقِ بي‌نهايت در دل هر ذره، وجود دارد و آن موطن را پرکرده است، اما در عين حال، از آن نيز فرا مي‌رود و ماوراي آن را نيز دربرمي‌گيرد. پس هر تجلي خداوند در عين‌حال که حق است، در همان حال حق نيست؛ به اين معنا که خلق، حق است؛ اما حق فقط خلق نيست، بلکه ماوراي خلق نيز هست.
کليد‌واژه‌ها: تشبيه، تنزيه، مقام ذات، اطلاق مقسمي، تجلي و عرفان اسلامي.