عشق در انديشه عارف مسيحي قديس برنارد و نقد آن بر اساس عرفان اسلامي

قيمت مقاله الكترونيكي: 
1500تومان

سال ششم ، شماره اول، پياپي 12، بهار و تابستان 1396

مجتبي محمدي/ دانش‌پژوه دکتري فلسفه مؤسسة آموزشي پژوهشي امام خميني ره     mojtaba.mohamadi@chmail.ir
عليرضا كرماني/ دانشيار مؤسسة‌ آموزشي پژوهشي امام خميني ره     kermania59@yahoo.com
دريافت: 11/04/1397 - پذيرش: 18/08/1397
چکيده
«عشق» موضوعي است که تقريباً در زبان همة عارفان از آن تجليل شده و گاهي به تبيين حقيقت و جايگاه آن در منظومة نظري عرفان پرداخته شده است. بررسي يک موضوع در ساختار انديشة عارفاني از مکاتب گوناگون به شناخت موضوع عمق مي‌بخشد و به پرسش‌هايي نو يا حل ابهام‌ها کمک مي‌کند، بدين‌روي، تحقيق حاضر جايگاه عشق در ساختار انديشة يکي از عارفان قرن دوازدهم ميلادي از فضاي عرفان مسيحي را بررسي مي‌كند. قديس برنارد‌ عارفي است با آثار متعدد و در اين تحقيق، عقايد وي دربارة عشق از گفتارهاي او جمع‌آوري و به روش «تحليلي» و «توصيفي» ارائه گشته است. وي حقيقت عشق را در خداوند و در انسان موضوع بحث قرار داده است. برنارد حقيقت عشق را ابتدا ذات خداوند و سپس ويژگي ذاتي اقانيم سه‌گانة تثليث دانسته و از عشق در انسان به‌‌عنوان هديه اي از خداوند ياد مي كند. او عشق در انسان را داراي مراتبي دانسته، آن را در چهار مرتبه دستبه‌بندي مي‌كند. همچنين براي عشق در مرتبة ذات خدا و اقانيم سه‌گانه و نيز عشق انسان، آثار وجودي و سلوكي مطرح نموده است. برخي گفتارهاي برنارد دربارة حقيقت و اقسام و آثار عشق قرابت فكري زيادي را با عرفان اسلامي نشان مي‌دهد، هر چند تبيين‌ها از لحاظ عرفاني بودن متفاوت است. برنارد عشق را در دو وادي خدا و انسان، مجزا ديده و بر جنبه‌هاي خاصي از بحث عشق، يعني «عشق انسان به خدا» بيشتر تمرکز دارد، در حالي‌که در عرفان اسلامي، ضمن ارتباط وثيق اين بحث با هستي‌شناسي عرفاني و وحدت وجود، به عشق به صورت مطلق توجه شده و به دليل مبناني سريان عشق و تبييين‌هاي نظري مباحث عرفاني، بين عشق شئون خدا و عشق خدا تفكيك ذاتي لحاظ نمي‌شود.

كليد‌واژه‌ها: عشق، قديس برنارد، عرفان مسيحي، آثار عشق، عرفان اسلامي.