تحليل و بررسي نظام انسان‌شناسي معنويت اشو

سال هشتم، شماره دوم، پياپي 17، پاييز و زمستان 1398

* حسن قره‌باغي/ كارشناسي ارشد فلسفة دين مؤسسة‌ آموزشي پژوهشي امام خميني ره     qarehbaghi@chmail.ir
محمد جعفري/ دانشيار گروه كلام مؤسسة آموزشي پژوهشي امام خميني ره     mjafari125@yahoo.com
دريافت: 10/12/1398 - پذيرش: 26/03/1399

چکيده 
نوشتة حاضر به بررسي و تحليل نظام انديشة اشو در حوزة انسان‌شناسي مي‌پردازد. وي معتقد است كه انسان‌ها داراي دو ساحت مادي و مجردند که در بين اين دو، اصالت با روح انسان است. چنانكه از سخنان او به دست مي‌آيد، وي نگاه مثبتي به ذات انسان دارد و معتقد است كه انسان بايد با اختيار خود گوهر درونش را متجلي کند؛ هر‌چند اين امر سبب نمي‌شود که انسان هدف و مرکز خلقت باشد. گفتار اشو در باب هدف و معناي زندگي انسان دچار ابهام و تضاد است؛ زيرا دو رويکرد در بيان اشو وجود دارد: در برخي سخنان، وجود هدف و معنا براي زندگي انساني نفي مي‌شود و در بعضي ديگر، هدف‌هايي چون روشن‌ضميري، خودآگاهي، بي‌ذهني و لافکري و... براي زندگي بيان مي‌شود که در ساية زندگي مطابق با طبيعت معنا پيدا مي‌کنند. 
کليد‌واژه‌ها: اشو، انسان‌شناسي، ساحت‌هاي وجودي، هدف زندگي، معناي زندگي.