وظايف متربّي در رابطه با خالق

سال سوم، شماره دوم، پياپي 8، پاييز و زمستان 1393

عليجان حسني / كارشناس ارشد تربيت مربي اخلاق مؤسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني

حسين مظفري / استاديار گروه عرفان مؤسسة آموزشي و پژوهشي امام خميني ره Mozaffari48@Yahoo.com

دريافت: 27/5/1393 ـ پذيرش: 9/10/1393

چكيده

ابن عربي براي سالك، پيش از دريافت استاد، وظايفي را در رابطه با خالق و در رابطه با خود و در رابطه با خلق ذكر كرده است. وي در بخش اول، به نكاتي همچون توبه، طهارت، نماز، توكل و يقين اشاره نموده، و در رابطه با وظايفي كه مربوط به شخص است، بر دستورالعمل هايي همچون صمت، جوع، سهر، صبر و عزيمت تأكيد كرده و در نهايت، وظايف مريد را نسبت به خلق الله، عزلت و صدق دانسته است.

كليدواژه ها: متربّي، ابن عربي، استاد، اخلاق، عرفان.


مقدمه

اخلاق و عرفان همانند دو بال است كه انسان مي تواند به وسيلة آنها پرواز كند و خود را به اوج قله هاي كمال و سعادت برساند. اخلاق مقدمه و نردبان صعود به پلة عرفان است. در اهميت اخلاق، همين بس كه رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلم هدف از بعثت خود را اكمال مكارم اخلاق برشمردند(طوسي، 1414، ص598). گستردگي فضايل اخلاقي، جوارح و جوانح انسان را براي ورود به درجة عرفان آماده مي سازد.

در طول تاريخ اسلامي، كساني بوده اند كه خود را وقف كسب فضايل اخلاقي نموده و دامن خود را از آلودگي به رذايل پاك نگه داشته اند. اينان همزمان با اصلاح روابط اجتماعي و تعامل با همنوعان، رابطة خود با خالق را نيز به گونه اي تنظيم كرده اند كه در زمرة بندگان خوب خداوند قرار بگيرند. اينان خود را به دو سلاح كارگشا، يعني اخلاق و عرفان مجهز كرده اند.

شيخ اكبر، ابن عربي، علاوه بر اينكه خود مدارج عالية عرفان و اخلاق را طي كرد، در زمينة نشر معارف عرفاني و اخلاقي نيز تلاش هاي فراوان نمود و با بيان راه كار ها و توصيه ها، مسير صحيح را براي طالبان حقيقت معرفي كرد.

از جمله مباحثي كه وي مطرح ساخته وظيفة متربي پيش از رسيدن به محضر استاد است. در اين مباحث، او مريد را از حيرت و سردرگمي نجات مي دهد و تا زمان پيدا كردن استاد، او را از دسيسه هاي شيطان و انحرافات نفس در امان نگه مي دارد. به سبب جايگاه ممتاز ابن عربي در عرفان و اخلاق، اين مقاله تلاش دارد موضوعات مرتبط با وظايف متربي پيش از رسيدن به محضر استاد را از ديدگاه وي تبيين نمايد.

ابن عربي در كتاب التدبيرات الالهية (1424ق، ص 110) به سه نمونه از وظايف مريد اشاره كرده و در كتاب فتوحات مكيّه (بي تا، ج 1، ص 277) به نُه دستورالعمل اشاره دارد. اين مقاله دستورالعمل هاي وي را در قالب سه گفتار، با عناوين وظايف مريد در رابطه با خالق و وظايف مريد در رابطه با خود، وظايف مريد در رابطه با ديگران، ارائه مي دهد:

گفتار اول: وظايف مريد در رابطه با خالق

تعدادي از دستورالعمل هاي ابن عربي به رابطة عبد با خالق مربوط مي شود؛ مانند توبه، طهارت و نماز تفصيل اين سه وظيفه را در ادامه ملاحظه مي كنيم:

1. توبه

وي اولين وظيفة متربي پيش از يافتن استاد را توبه مي داند؛ زيرا توبه ناخالصي ها را از روح و جسم سالك مي زدايد و جان او را براي پذيرش انوار الهي آماده مي سازد. او در توضيح اين دستورالعمل، به جزئيات توبه اشاره كرده، راه كارهاي عملي آن را بيان مي كند. در اين قسمت، ابتدا اهميت توبه و سپس راه كارهاي عملي آن را طبق ديدگاه وي بررسي مي كنيم:

الف. اهميت توبه: توبه مبدأ حصول مراتب علّيه و مقامات سنيّه است كه موجب تقرب عبد به معبود مي گردد و او را مستعد حضور در حضرت قدس مي گرداند. بدين روي، در آيات و روايات بر آن تأكيد شده است. ابن عربي نيز آن را اولين وظيفة سالك پيش از دريافت استاد مي داند. وي مي نويسد: و اختلف اصحابنا ما اول منزل من منازل السالكين؟ فقال بعضهم: اليقظة، و قال بعضهم: الانتباه، ‏و قال بعضهم: التوبة (ابن عربي، بي تا، ج 2، ص 143).

وي معتقد است: تواب نام خداوند است و خداوند اسم و صفت خود را دوست دارد. او مي نويسد: تواب از اسما و صفات خداست. او دوست ندارد، مگر اسم و صفت خود را، و دوست دارد بنده را به خاطر اتصاف او به اسم و صفت الهي. او در صورتي عبد را دوست دارد كه توبه اش منطبق با روش الهي باشد (ابن عربي، بي تا، ج2، ص341).

ابن عربي با اشاره به مخفي بودن توابين در ميان مردم، در پاسخ به اين پرسش كه چرا خداوند تواب را براي مردم معرفي نمي كند تا ديگران از آمرزش خطاهاي او مطلع گردند، مي نويسد: تواب، در ميان مردم نامعلوم است؟ زيرا محبوب خداوند است. خداوند محبوب خود را از چشم مردم مخفي نگه مي دارد؛ زيرا اگر او را بشناسند و از حقيقت او مطلع شوند، او را دوست مي دارند (ابن عربي، بي تا، ج2، ص32).

ب. راه كارهاي عملي توبه: ابن عربي پس از آنكه اولين وظيفة مريد را پيش از پيدا كردن شيخ، توبه مي داند، راه كار هاي عملي توبه را نيز بيان مي كند. او در اين زمينه به ردّ مظالم، ارضاي خصوم و بكاء علي مافات اشاره كرده، به سالك توصيه مي كند توبه را تا تحصيل يقين ادامه دهد. در اين قسمت، به تعدادي از راه كارهاي عملي توبه، كه سفارش شيخ اكبر است، اشاره مي شود:

يك. ردّ مظالم: كسي كه مي خواهد روح و جان خود را با آب توبه شست وشو دهد يكي از وظايفش او اين است كه نسبت به مظالم عباد توجه ويژه داشته باشد. درصورتي كه حقي از ديگران به گردن اوست و مي تواند آن را به صاحبش برگرداند يا رضايت او را جلب نمايد ولي به آن بي توجه باشد، توبه اش بي معنا خواهد بود.

ابن عربي يكي از آثار مظالم عباد را تاريكي روز قيامت براي مديون مي داند و به مريد توصيه مي كند كه اگر مي خواهي روز حساب، در ظلمات نباشي مظالم عباد را به آنان برگردان. او مي نويسد: إياكم و مظالم‏ العباد؛ فإنّ الظلم ظلمات يوم القيامة. و ظلم العباد أن تمنعهم حقوقهم التي أوجب اللَّه عليك أداءها إليهم‏ (ابن عربي، بي تا، ج4، ص 452).

ابن عربي، يكي ديگر از آثار مظالم عباد را حساب هاي شديد در روز قيامت مي داند و با توجه به مراحل و مقدمات ورود به بهشت مي نويسد: ... فيسأل عن المظالم‏ فإن كان لم يظلم أحدا جاز إلى الجنة‏ (ابن عربي، بي تا، ج1 ص 311).

دو. إرضاي خصوم: يكي ديگر از لوازم توبه، ارضاي خصوم است؛ به اين معنا كه مريد براي اينكه توبه اش كامل و مقبول باشد بايد از ديگران حلاليت بطلبد. ارضاي خصوم حجاب معصيت را رفع مي كند و سالك را به مقام توابين مي رساند. فتح باب براي مريد، متوقف بر ارضاي خصوم است. ارضاي خصوم نردبان ترقي سالك است، تا جايي كه در تفسير لا تَنْفُذُونَ إِلاَّ بِسُلْطانٍ (الرحمن: 33) گفته شده است: الا بشهادة ان لا اله الا اللَّه و ارضاء الخصوم‏ و بعفو من اللَّه عزّ و جل (ميبدي، 1371، ج9، ص415).

ابن عربي معتقد است: خداوند براي هر بيماري معنوي، دوايي معين فرموده است. او معاصي را نوعي بيماري معرفي مي كند و با اشاره به دواي آن مي نويسد: دواي معاصي توبه است، و ارضاي خصوم از شروط آن است، آن مقدار كه كه بر آن قادر است و شارع براي او معين نموده است(ابن عربي، بي تا، ج3، ص197).

سه. گريه: شيخ اكبر تائب را سفارش مي كند بر بكاء علي ما فات. طبق ديدگاه او، تا زماني كه مريد در جست وجوي استاد حاذق به سر مي برد، بايد از توبه، همراه با بكاء، براي قرب الي الله بهره ببرد.

گرية سالك، خود رتبة والاي توبه است كه او به سبب دوران غفلت و رفتارهاي ناشايستي كه از او صادر شده و تأسف از فوت كمالات، در پيشگاه حضرت حق اظهار مي نمايد. گريه اثر محسوس توبه است و موجب اطمينان قلب مي شود؛ زيرا توبه اثر ملموس ديگري ندارد و تائب نمي داند توبة او در چه مرتبه اي قرار دارد؟ آيا مقبول حق واقع مي شود ياخير؟ ولي اگر همراه با گريه باشد مريد احساس مي كند كه توبه اش در مرتبة جدي قرار دارد؛ زيرا موجب شده است كه اثر كوچك آن، كه عبارت باشد از ريختن اشك ندامت، ظهور پيدا كرده است.

ابن عربي خوف از حق، تذلّل، خشوع، اعتراف به تقصير، و محبوبيت عند الرب، را از آثار گريه مي داند و دربارة ويژگي هاي پيامبران عليهم السلام مي نويسد: كانت أحوال الانبياء الرسل في الدنيا البكاء و النوح (ابن عربي، بي تا، ج3، ص 50).

2. طهارت

دومين وظيفة مريد در رابطه با خالق از ديدگاه ابن عربي، دوام طهارت است. مقصود از طهارت در اينجا، هم طهارت ظاهري است و هم طهارت باطني. همان گونه كه سالك بايد روح و جان خود را از منكرات و خبائث بزدايد، بايد تلاش كند دائم الوضو نيز باشد. ازآن روكه مريد هر لحظه خود را در محضر حضرت حق احساس مي كند و انتظار كشف و شهود دارد، بايد وجودش براي كسب كمالات، مهيا باشد.

همچنين بايد تمام افعال و رفتار سالك همراه با ذكر الهي باشد. زبان و جوارح او دايم بايد به ياد خداوند مشغول باشد. اين مراقبات، طهارت دايم او را مي طلبد. طهارت باطني و ظاهري، علاقة انسان را براي عبادات افزايش مي دهد و او را در جهت بهره برداري عبادي از فرصت ها، ياري مي دهد.

ابن عربي طهارت باطني را تقديس و تنزيه نفس مي داند و در رابطه با طهارت عبد مي نويسد: طهارت بنده اين است كه هر ناشايستي را كه در حق او شرعاً مذموم است و سزاوار نيست در آن ديده شود از نفس خود بزدايد، اگرچه ممكن است در حق غير او ممدوح باشد (ابن عربي، بي تا، ج 2، ص 342).

شيخ اكبر نه تنها طهارت دايم را از ملازمات مريد مي داند، بلكه اقامة دو ركعت نماز با هر طهارت را نيز توصيه مي نمايد. وي مي نويسد: از چيزهايي كه براي تو لازم است جلوس بر طهارت دايم است. هر زمان كه محدث شدي وضو بگير، و هر زمان كه وضو گرفتي دو ركعت نماز بخوان (ابن عربي، بي تا، ج1، ص527).

ابن عربي با اشاره به حديث شريف نبوي، كه وضو گرفتن كامل در هواي سرد را عامل ارتقاي درجات مي داند، مي نويسد: عليك بإسباغ الوضوء خاصة في البرد (ابن عربي، 1367، ص4).

3. نماز

سومين وظيفة مريد پيش از رسيدن به محضر استاد، توجه به آداب نماز و عنايت به نمازهاي مستحب است. نوافل پله هاي ترقي انسان هستند كه او را به مقام قرب الهي نايل مي كنند. از امتيازات نماز هاي مستحبي اين است كه به زمان و مكان خاص محدود نيستند. از اين رو، سالك مي تواند در همة اوقات، از فيوضات آنها بهره ببرد. ثواب و فضيلت نماز هاي مستحب و ترغيب روايي در رعايت آداب نماز، روشن تر از آن است كه بخواهيم دربارة آن چيزي بنويسيم، به همين سبب، تنها به ذكر مطالبي از ابن عربي در اين باره اكتفا مي كنيم:

ابن عربي دربارة آداب نماز مي نويسد: در مصلّاي خودت، مقابل پروردگارت بايست، بدون اينكه او را محدود كني و او را به اشيا تشبيه نمايي. قلبت را به سمت او متوجه كن؛ همان گونه كه صورتت را به سوي كعبه قرار مي دهي، و تصور كن كه در عالم غير از تو و او كسي نيست (ابن عربي، 1424ق، ص232).

شيخ اكبر با توجه به حديث قدسي (شعيري، بي تا، ص81)، كه به فضيلت نوافل اشاره دارد، نوافل را از اسباب جلب محبت پروردگار و قرب الهي مي داند و مي نويسد: و القريب في النوافل (ابن عربي، 1424، ص 485).

4. توكل

وظيفة بعدي مريد پيش از يافتن استاد، توكل به خداوند متعال در امور زندگي است. سالك بايد با توكل، قلب خود را به صفات خداپسندانه متصف نمايد و براي غلبه بر سختي ها و چاره جويي ناملايمات، از سلاح توكل بهره گيرد. توكل، هم پيش از دريافت استاد لازم است و هم پس از دريافت استاد. توكل در همه جا مفهومي واحد دارد، علت اينكه ابن عربي در اين مرحله، بر آن تصريح دارد، اهميت آن است.

ابن عربي توكل در جميع امور ظاهري و باطني را از ابزار كمال مي داند و مي نويسد: من توكل تكمَّل‏ (قادري، 1427ق، ص 446).

5 . يقين

از ديگر وظايف مريد پيش از يافتن شيخ، يقين است. معناي يقين در اين مرحله آن است كه عبادات و اعمالي را كه انجام مي دهد با شك و ترديد نباشد، بلكه دربارة آنها مطالعه و تحقيق كامل انجام دهد تا با اطمينان، به انجام آنها مشغول گردد؛ مثلاً، به ضرورت شيخ ـ كه در پي يافتن اوست ـ يقين داشته باشد.

يقين داراي درجات متعددي است كه بين ابتدا و انتهاي آن فاصله زياد است. اولين مقام يقين، كه به عوام و اصاغر و مريد اختصاص دارد، الثقة بما في يد اللّه تعالى و اليأس ممّا في أيدي الناس (العجم، 1999، ص 121) و بالاترين درجة آن، حق اليقين است كه در آن تجلّيات صفاتي و ذاتي براي سالك رخ مي دهد (كاشاني، 1426ق، ج2، ص 723). از آثار يقين، راضي بودن به مقدّرات و مقسّمات الهي است.

ابن عربي يقين را ماية آرامش افراد مضطرب مي داند و با اشاره به آية شريفه حتي يأتيك اليقين (حجر: 99)، به دست آوردن يقين را صعب، و همة دوست داران كمال را در پي كسب آن مي داند و مي نويسد: فيكون اليقين هو الذي يسأل و يتعب... (ابن عربي، بي تا، ج2، ص 206).

گفتار دوم: وظايف متربي در رابطه با خود

ابن عربي براي مريدي كه در پي جست وجوي استاد است، توصيه مي كند نفس خود را به كسب فضايلي همچون صمت، جوع، سهر، صبر و عزيمت وادار سازد تا پس از دريافت استاد و استماع ارشادات او، انجام دادن آنها برايش سهل باشد.

در اين گفتار، تفصيل دستورالعمل هاي پنج گانة شيخ اكبر را، كه به رابطة او با خود مربوط مي شود، مرور مي كنيم:

1. صَمت

ابن عربي يكي از وظايف مريد را پيش از دريافت شيخ، صمت مي داند. ايشان مقصود از صمت را در اين مرحله، اين گونه بيان مي كند: أعني بالصمت ترك كلام الناس و الاشتغال بذكر القلب و نطق النفس عن نطق اللسان إلا فيما أوجب اللَّه عليه... (ابن عربي، بي تا،
ج 2، ص 206).

مقصود من از صمت، ترك سخن با مردم، و اشتغال به ذكر قلبي، و نطق نفسي به جاي نطق لساني است، مگر در مواردي كه نطق لساني واجب باشد (ابن عربي، بي تا، ج2، ص206).

ابن عربي صمت را مقدمة اشتغال ذكر قلبي مي داند و با اشاره به خطرات پرحرفي و لزوم صمت براي سالك مي نويسد: كسي كه صمت لساني و قلبي داشته باشد، اسرار و تجليات الهي بر او ظاهر مي شود. كسي كه تنها صمت قلبي داشته باشد. كلام او حكمت است. كسي كه هيچ نوع صمتي نداشته باشد مسخّر شيطان است(ابن عربي، 1376ق، ص4).

او صمت را به دو قسم لساني و قلبي تقسيم مي كند. سپس صمت لساني را به معناي بازداشتن لسان از كلام غيرخدايي مي داند و مي نويسد: كسي كه در جميع احوال، ملتزم صمت باشد هميشه با پروردگارش حديث مي كند (همان).

2. جوع

يكي ديگر از وظايف مريد، كه ابن عربي آن را در رديف اعمال چهارگانة ظاهري قرار داده، جوع است. مقصود از جوع، گرسنگي مشروع است كه از فضول طبع مى‏كاهد، اما به بدن زيان نمى‏رساند. اين جوع با خوردن غذا به مقدار لازم، كه وسيلة صلاح مزاج و قوام بنية آن است، منافات ندارد. جوع از رياضت هاي جسماني است كه به رابطة سالك با خودش مربوط مي شود.

با توجه به اهميت جوع، ابن عربي وجود استاد را براي كمال و اثرگذاري آن ضروري مي داند، ولي براي كسي كه هنوز به دريافت استاد موفق نشده است نيز دستورالعمل خفيف ارائه مي دهد و مي نويسد: تنها به مقداري كه توانايي اقامة نماز واجب را داشته باشد، غذا بخورد (ابن عربي، بي تا، ج1 ص277).

شيخ اكبر يكي از آثار جوع را حساب آسان در روز قيامت مي داند و در رابطه با آثار مذموم شبع مي نويسد: بقدر فضول الأكل، و الشراب يكون المكث في طول الحساب‏ (قادري، 1427ق، ص 371).

وي جوع را از ويژگي هاي طالبان كمال بر مي شمارد و در مقابل، شبع را صفت حيوان مي داند، و دربارة عوامل ظهور لطايف نهفته در نهاد انسان مي نويسد: من ترك أكل الحيوان شاهد لطائف الإنسان‏.. (همان).

او پرخوري را موجب كسالت و از بين رفتن زيركي مي داند و ضمن توصية مريد به أكل به قدر حاجت، دربارة آداب آن مي نويسد: بر تو باد دوري از پرخوري؛ زيرا زيركي تو را از بين مي برد. غذا را براي زنده ماندن، و زندگي را براي عبادت بخواه و زندگي را براي خوردن و خوردن را براي چاق شدن مطلب.

3. سَهر

يكي ديگر از وظايف مريد پيش از دريافت شيخ، سَهر و شب زنده داري است. سهر قلب را مصفّا و منور مي گرداند تا جمال حق در آن بتابد. سحرخيزي سالك را به مقامي مي رساند كه رفعت درجات آخرت و حقارت دنيا را با چشم دل مشاهده مي كند.

ابن عربي سهر را زاييدة جوع مي داند و ضمن اشاره به نقش رطوبت و نوشيدن آب در افزايش خواب، فايده سهر را اين گونه بيان مي نمايد: فايده سهر، بيداري از غفلت و اشتغال به خداوند است؛ چيزي كه او هميشه دنبال آن است. كسي كه خواب است به عالم ديگر منتقل مي شود و بر اعمال خير او چيزي افزوده نمي شود، و از او خيري كثير فوت مي گردد كه تنها در حال سهر مي تواند آن را درك كند (قادري، 1627، ص288).

ابن عربي سهر را كم خوابي شب و روز مي داند و با اشاره به آداب خواب ضروري براي سالك، مي نويسد: اگر خوابيد، مثل حالت عادي نخوابد كه فرش پهن كند و متكّا بيندازد و خود را با لحاف بپوشاند و بر تخت دراز بكشد! (قادري، 1427ق، ص 288).

او مراقبت دايم را، كه مقامي از مقامات اولياست، در سهر دايم مي داند و با اشاره به آثار آن براي سالك مي نويسد: اگر به مراقبت دايم ملتزم باشد، آثار سحرخيزي به قلب او سرايت مي كند و چشم بصيرت او روشن مي شود و مقامات و خيراتي را مي بيند كه فقط خدا مي داند(همان).

4. صبر

يكي ديگر از وظايف سالك در رابطه با خودش اين است كه تا زماني كه استاد حاذق نيافته است، خود را به زيور صبر ملبّس نمايد. مقصود از صبر، صبر بر طاعت و صبر بر معصيت است.

صبر در اين مرحله، تكيه گاه توانمندي است كه مريد را در مقابله با وسوسه هاي شيطان و نفس امّاره ياري مي كند. جا دارد مريد آلام بلوي را به جان بخرد و از شكايت به غير خدا دربارة آن اجتناب كند و از گره گشايي صبر استفاده نمايد.

شيخ اكبر صبر بر طاعت را به معناي شكايت نكردن به غير خداوند مي داند و با اشاره به تفكر در اَسرار صبر مي نويسد: صبر بازداشتن نفس است از شكايت به غير و پناه بردن به او. در سِرّ اين صبر، دقت كن كه او از نيكوترين اسرار است (ابن عربي، بي تا، ج2، ص 206).

ابن عربي ضمن سفارش به صبر، دربارة آثار صبر بر نماز مي نويسد: الصبر على الصلاة مؤثر في الذكر و الشكر (ابن عربي، بي تا، ج2 ص 206).

5. عزيمت

پنجمين وظيفة مريد در رابطه با خود، كه ابن عربي آن را از وظايف باطني مريد مي داند، عزيمت است. عزيمت اولين قدم در وادي سير الي الله بوده و بر سالك لازم است كه در اين مرحله، بر حدود شريعت، سلوك طريق فضيلت و ترك رذيلت ثبات قدم داشته باشد. عزيمت به معناي تصميم و ارادة جدي و مداومت بر آداب سير و سلوك است. سالك بايد با پروردگار خود عهد و ميثاق ناگسستني ببندد كه در همة احوال، مطيع اوامر و نواهي او باشد.

در كتاب التعريفات، با استفاده از آية كريمه لَمْ نَجِدْ لَهُ عَزْماً (طه:115)، عزم را اين گونه معنا نموده است: عزيمت عبارت است از: ارادة جدي، و لم نجد له عزما، يعني: تصميم جدي در انجام مأموريت از او مشاهده نكرديم (جرجاني، 1379، ص64).

ابن عربي عزيمت را يكي از امهات خير مي داند و مي نويسد: طريقه سلوك در عزيمت جمع شده است. عزم داشته باش تا زماني كه شيخ را بيابي (ابن عربي، بي تا، ج1 ص277).

گفتار سوم: وظايف متربي در رابطه با ديگران

نوع ديگر از وظايف مريد پيش از دريافت استاد، وظايفي است كه او بايد در رابطه با ديگران رعايت كند؛ مانند عزلت و صدق. عزلت به معناي دوري گزيني از جمع است كه در رابطه با ديگران معنا پيدا مي كند. همچنين صداقت و راست گويي نيز در مقايسه با افراد ديگر، قابل تصور است. البته در بعض آثار، به عزلت از نفس نيز اشاره شده است.

در اين قسمت، اين دو وظيفة مهم را مرور مي كنيم، با ذكر اين ياد آوري كه مقصود از عزلت، عزلت شرعي است.

1. عزلت

عزلت نوعي رياضت و مجاهدتي است كه در آن باب معرفت الله براي سالك مفتوح مي گردد و راه هاي نيل به مقصود و اتصال به قرب الهي، براي او عيان مي گردد. عزلت ـ في الجمله ـ سيرة انبيا و اوليا عليهم السلام بوده است؛ زيرا با مراجعه به حيات آن بزرگواران، نمونه ها و روش هاي گوناگون خلوت گزيني را مشاهده مي كنيم.

عزلت بر اساس ديدگاه شيخ اكبر، يكي از اعمال ظاهري است كه از مقامات ابدال و اساس معرفت اهل الله به شمار مي آيد. وي با اشاره به ضرورت عزلت مي نويسد: بايد نسبت به مردم، عزلت را انتخاب كني، و خلوت را نسبت به حضور در جمع ترجيح دهي؛ زيرا همان اندازه كه از مردم ظاهراً و باطناً دور باشي به خداوند نزديك مي گردي (ابن عربي، 1421ق، ج 1، ص 270).

ابن عربي عزلت را رأس امور معتبر براي مريد مي داند و مي نويسد: يكي از معاني عزلت اين است كه مريد هر صفت مذموم و خُلق ناپسند را كنار بگذارد (ابن عربي، بي تا، ج1، ص 277).

ابن عربي خلوت نفس با پروردگار را يكي از وظايف مريد مي داند و مي نويسد: هر كه طالب پروردگار خويش است بايد برنامة خلوت نفس با پروردگارش داشته باشد؛ زيرا خداوند براي انسان، ظاهر و باطن قرار داده است تا در باطن، با خدا خلوت كند و در عالم ظاهر، او را در اسباب و مخلوقاتش مشاهده نمايد. (ابن عربي، بي تا، ج3، ص 264)

او عزلت حسي را انقطاع از خلق و مألوفات مي داند و دربارة آداب آن مي نويسد: اگر در شهر است، طوري عمل كند كه شناخته نشود. اگر در بيرون شهر است، سواحل و جبال و اماكن دور را انتخاب نمايد (ابن عربي، بي تا، ج1ص277).

وي بُعد از خَلق را لازمة قرب خالق مي داند و با اشاره به لزوم اشتغال مريد به ذكر خدا مي نويسد: در خانه ات را به روي مردم ببند، و درِ اطاقت را بر روي خانواده ات ببند. به ذكر خدا مشغول باش؛ زيرا به هر اندازه كه از مردم دور باشي به خدا نزديك مي شوي(ابن عربي، 1367ق، ج1 ص60).

2. صدق

دومين وظيفة مريد در رابطه با ديگران، پيش از يافتن استاد، صدق است. مفهوم صدق اين است كه ظاهر خود را همان گونه نمايش دهي كه در باطن هستي. اقل صدق، تساوي رفتار سالك در عيان و نهان است. مقصود از صدق در اينجا، صدق قصد، صدق در عمل، و صدق در ادعاست. صداقت در اعمال و رفتار، نور اخلاص را در قلب سالك متجلي مي گرداند. سالك بايد هم با خدا صداقت داشته باشد و هم با خلق خدا.

ابن عربي صدق را شعار مريد مي داند و با اشاره به آثار معنوي آن مي نويسد: هرگاه مريد با خدا صادق باشد، خداوند كسي را مقدر مي سازد تا دست او را بگيرد... صدق بر هرچه كه قرار داده شود ذات آن را تغيير مي دهد (الغراب، 1414ق، ص 114).

او صدق را مقدمة صِدِّيقِيَت مي داند و در وصف آن مي نويسد: نور سبزي است بين دو نور كه به واسطة آن، مشاهده مي كند چيزي را كه مخبر به واسطه نور كرم، از پشت حجاب غيب آورده است (ابن عربي، بي تا، ج2 ص92).

نتيجه گيري

از آنچه بيان شد، چنين استنباط مي شود كه ابن عربي براي سالك، پيش از دريافت استاد، وظايفي در رابطه با خالق و در رابطه با خود و در رابطه با خلق، بيان مي نمايد. او در قسمت اول به اموري همچون توبه، طهارت، نماز، توكل و يقين اشاره مي كند، و در رابطه با وظايفي كه مربوط به شخص است بر دستورالعمل هايي همچون صمت، جوع، سهر، صبر و عزيمت را تأكيد مي كند و در نهايت، وظايف مريد را نسبت به خلق الله، عزلت و صدق مي داند.

منابع

ابن عربي، محيي الدين، 1424ق، التدبيرات الالهيه في اصلاح مملكة الانسانيه، طبع دوم، بيروت، دار الكتب العلميه.

ـــــــــ، 1367ق، مجموعه رسائل، بيروت، دار احياء التراث.

ـــــــــ، بي تا، الفتوحات المكيه، بيروت، دار احياء التراث.

ـــــــ1421ق، مجموعه رسائل ابن عربي، بيروت، دارالمحجه البيضاء.

جرجانى، سيد شريف على بن محمد، 1370، التعريفات، چاپ چهارم، تهران، ناصر خسرو.

شعيري، محمد بن محمد، بي تا، جامع الأخبار، نجف، مطبعه حيدريه.

طوسى، محمد بن حسن، 1414ق، الأمالي، قم، دار الثقافة.

العجم رفيق، 1999م، موسوعه مصطلحات التصوف، بيروت، مكتبه لبنان الناشرون.

الغراب، محمود محمود ، 1414ق، الطريق الى الله الشيخ و المريد من كلام الشيخ الاكبر، طبع دوم، دمشق، دار الكاتب العربي.

قادري حسن بن موسى بن عبد الله، 1427ق، شرح حكم الشيخ الأكبر، بيروت، دار الكتب العلميه.

كاشاني، عبد الرزاق، 1426ق، لطائف الأعلام فى إشارات أهل الإلهام، قاهره، مكتبه الثقافة الدينيه.

ميبدى، ابوالفضل رشيد الدين ، 1371، كشف الأسرار و عده الأبرار، طبع پنجم، تهران، امير كبير.