واکاوی مختصات راهبران راستین بهمثابه راهحلی در مواجهه با انحراف اجتماعی جاهلیت مقدس در اندیشه صدرالمتألهین (مورد مطالعه رساله سه اصل و کسر اصنام الجاهلیه)
/ استادیار گروه آموزش معارف اسلامی، دانشگاه فرهنگیان، تهران، ایران / abyar.z@cfu.ac.irArticle data in English (انگلیسی)
- Braun, V, & Clarke, V (2020). Reflecting on reflexive thematic analysis. Qualitative Research in Psychology, 18(3), 328-344.
- Creswell, J. W, & Poth, C. N (2022). Qualitative Inquiry and Research Design: Choosing Among Five Approaches (p. 95-110). SAGE Publications.
- Smith, R, & Jones, A (2023). Analyzing literary texts: A qualitative approach. Journal of Literary Studies, 45(2), 145-162.
- Sterling, M (2021). Thematic analysis in qualitative research: A practical guide. Qualitative Research, 21(3), 455-471.
مقدمه
جهالت از نظر صدرالمتألهين یکی از معضلات عصر اوست که از حالت فردی به پدیده جمعی تبدیل شده و با پوشش تقدس، مبارزه و مقابله با آن را با دشواری روبهرو نموده (صدرالمتألهين، 1371، ص32) و این وضعیت به یک بحران تبدیل شده است. صدرا معتقد است که وجود بتها، پشتوانه این جهالت اجتماعی مقدس است. منظور از بت نیز اعم از شیء، شخص یا رویه فکری است که در ذهن و دلها رسوبکرده و هرگونه انکار یا تغییر آن، با مقاومت و سختی همراه است (امامیجمعه، 1403، ص343). جهالتی که ملاصدرا وظیفۀ خود را مقابله با آن میدانست، ضمن دو ویژگی بالا (پشتوانه بتها و مقدس بودن) با شکلگیری گروههای قدرت جدیدی که در کسوت حکما، عرفا و فقها نمود یافته، همراه است. به تعبیری دیگر، ریشۀ اصلی بحران اجتماعی جهالت، در شکلگیری گروههایی در کسوت متصوفه، عرفا، حکما، فقها و علماست (صدرالمتألهين، 1371، ص51)، تا بدانجا که آنان با دستگاه حکومتی جائر همکاری میکنند و فتاوای ظالمانه صادر میکنند (صدرالمتألهين، 1371، ص54). به همین علت صدرالمتألهين رسالت صوفی، عارف، فقیه و حکیم راستین را مبارزه با ظلمها، برقراری عدالت و توجه به مردم میداند (صدرالمتألهين، 1371، ص64). در چنین شرایطی ملاصدرا بهعنوان فیلسوف اجتماعی، رسالت خود را مقابله با این بحران دانسته و دو اثر کسر اصنام الجاهلیه و رساله سه اصل را در همین راستا نگاشته است.
رسالۀ سه اصل یک نوشتار معرفۀالنفسی است که در سه اصل نگاشته شده و هر سه اصل آن در مورد شناختن نفس و حقیقت خویشتن انسان است. اصل اول بیانگر پیامدهای نداشتن معرفت نفس، اصل دوم بیانگر نحوه وجود آدمی و اصل سوم عهدهدار بیان نقش عقل و غلبه آن بر خیال و وهم در خودشناسی است. آنچه این رساله را در میان کتابها و رسالههای اخلاقی و معرفۀالنفسی برجسته میکند و متأسفانه کمتر بدان توجه شده، این است که این رساله یک رساله تمامعیار در فلسفۀ اجتماعی حکمت متعالیه است (امامیجمعه، 1403، ص308). ایشان بعد از نقل سه اصل، به بیان پیامدهای این سه اصل در خطاب با جاهلان و عالمنمایان میپردازد.
کسر اصنام الجاهلیه نیز یکی از شاهکارهای صدرالمتألهين در فلسفۀ اجتماعی حکمت متعالیه است. جاهلیتی که ملاصدرا در این کتاب هدف گرفته، «ناظر به یک بحران اجتماعی ـ تاریخی است که جامعه آن زمان ملاصدرا در آن فرو رفته است» (اماميجمعه، 1403، ص311). از نظر صدرالمتألهين این بحران نیازمند «انکسار» است (صدرالمتألهين، 1371، ص32). کسر، ناظر به عمل در جهت تغییر و ایجاد یک چرخش در رویکرد و عملکرد اجتماعی است. البته کسر معطوف و مسبوق به یک تغییر روشنگرایانه است؛ زیرا باید جهالت آنچه معرفت پنداشته شود و صورت بت به خود گرفته با لعاب مقدس بودن، برملا شود (امامیجمعه، 1403، ص344). همچنین «کسر» ناظر به راهحل ملاصدرا برای برونرفت از این معضل فراگیر و عمیق اجتماعی نزدیک به انقلاب است؛ به تعبیری دیگر صدرا در این کتاب کاملاً در چهره یک انقلابی ظاهر شده است و ضمن نقادی و ریشهیابی وضعیت اجتماعی سیاسی و فرهنگی جامعۀ ایران در زمان خود، قائل به حاکمیت یک جاهلیتی شده که این جاهلیت هم همچون جاهلیت اولیه قبل از اسلام، قائم به بتهایی است، اما این بتها سنگی و چوبی نیستند و اصلاً شیء نیستند، بلکه اشخاص هستند و در حقیقت بتهای اجتماعی و فرهنگی هستند که باید شکسته شوند تا جامعه از اینجا محیط خارج شود (امامیجمعه، 1395، ص167). واژه «اصنام» نیز ناظر به یک ریشهیابی و کالبدشکافی است که ملاصدرا در مورد بحران زمانه خود به عمل آورده است. وی در این رساله بدون پرده و هیچ نوع محافظهکاری نقد این وضعیت اجتماعی و سیاسی را پرداخته است.
برخی معتقدند آنچه صدرالمتألهين در این دو کتاب در نقد صوفینمایان و متشبهین به تصوف بدان پرداخته، امر تازهای نیست و به نوعی میتوان گفت در طول تاریخ قبل از ایشان نیز بزرگان صوفیه این ضرورت را درک کرده بودند (عینالقضات همدانی، 1387، ج1، ص68؛ ج3، ص362ـ363؛ غزالی، 1374، ج1، ص441ـ442؛ خرقانی، 1394، ص157)؛ اما آنچه در زمان صدرالمتألهين بدیع و مهم بود آنکه چون تصوف ماهیت شیعی یافته بود با حکمت جمع شده و تصوف و فقه در این دوره، نزد جاهلان حکیمنما و دانشمندنما (صدرالمتألهين، 1377، ص37 و 76؛ 1371، ص42 و 25) به وسیلهای در دست حکومت جائر تبدیل شده بود و پیامدهای خاصی را بر جای گذاشته بود که بعدها در تاریخ تفکر اسلامی در ایران، تأثیر جدی نهاد (پازوکی، 1383، ص43).
صدرالمتألهين در رساله سه اصل تکتک افراد جامعه را خطاب قرار میدهد که ویژگی عارف و حکیم راستین را بشناسند (صدرالمتألهين، 1371، ص161) و بفهمند چه کسی در جایگاه واقعی راهبری و هدایت قرار گرفته است، بدین علت که راهبران راستین با وجود خصایصی که در این دو کتاب بیان شده، میتوانند بهعنوان حکیمی خیرخواه و حامی مردم، به مقابله با زورگویان پرداخته تا زمینۀ تحقق عدالت در جامعه فراهم شود و جامعه در مسیر سیر الی الله قرار گیرد؛ زیرا حکمت متعالیه با هدف اصلاح و تکمیل عقل عملی (صدرالمتألهين، 1981، ج1، ص20) تنها در بستر زیست اجتماعی قابل تحقق است. ازاينرو شناسایی انسانهایی که در بستر جامعه به اجرای عدالت و در نهایت سیر حرکت تکاملی انسان مدد رسانند ضرورت دارد. نظر به اهمیت و ضرورت این امر، در این مقاله با روش کیفی تحلیل مضمون، دو رساله مذکور، واکاوی شد و مضامینی که بیانگر مختصات راهبران راستین است، بهمثابه راهحلی در رفع بحران جاهلیت پرداخته شد.
هرچند مطالعه مستقلی که به نحو خاص به این دو اثر پرداخته باشد و خصایص راهبران راستین را به نحو موردی در این دو رساله واکاوی نموده باشد، یافت نشد، اما نزدیکترین مطالعات به این مقاله عبارت است از:
آبیار و آبيار (1400) در مقالۀ «خوانش قرآنی ملاصدرا در پاسخ به انحرافات فکری و فرهنگی عارفنمایان عصر (با تأکید بر کتاب کسر اصنام الجاهلیه)» با روش توصیفی ـ تحلیلی معضلات زمانه، چون رد افکار و انحرافات فکری صوفیان در کتاب کسر اصنام الجاهلیه صوفیان را مورد توجه قرار داده است.
امامیجمعه (1395) نیز در کتاب سیر تحول مکتب فلسفی اصفهان از ابنسینا تا ملاصدرا بدین ضرورت پرداخته است.
ملکی و ديگران (1400) نیز در مقالۀ «بررسی تبعات اجتماعی، فرهنگی و اخلاقی الهیات ظاهرگرایانه از منظر ملاصدرا» خصایصی همچون فراگیری جهل، تعصب، ریاکاری، گسترش فساد و دنیاگرایی، پیدایش شبهعلما، از بین رفتن عدالت و گسترش ظلم را ویژگی عصر ملاصدرا دانسته و آن را در آثار وی بررسی نموده است.
جدیدترین مطالعه در کتاب درآمدي بر فلسفۀ اجتماعی حکمت متعالیه (امامیجمعه، 1403) است که در یکی از فصول بهصورت اجمال در بحث از جاهلیت در عصر صدرالمتألهين به دو کتاب پرداخته شده است؛ اما انجام یک کار بهصورت تفکیکی و خاص درعینحال روشمند با رویکردی کیفی، انجام نشده و این مقاله از این نظر نیز دارای نوآوری است.
پژوهش حاضر در چارچوب رویکرد کیفی و با استفاده از روش تحلیل مضمون به انجام رسیده است. این روش، فرایندی برای تحلیل دادههای متنی است و دادههای پراکنده و متنوع را به دادههایی غنی و تفصیلی تبدیل میکند. تحلیل مضمون عبارت است از: عمل کدگذاری و تحلیل دادهها با این هدف که دادهها چه میگویند. این نوع تحلیل در وهله اول به دنبال الگویابی در دادههاست. زمانی که الگویی از دادهها به دست آمد، باید حمایت تمی یا موضوعی از آن صورت گیرد. بهعبارتی تمها از دادهها نشئت میگیرند (محمدپور، 1392، ص66ـ67). روش تحلیل مضمون مورداستفاده در این پژوهش طرحِ شبکه مضامین موردنظر استرلینگ (Stirling) (2001) است. این رویکرد کیفی به ما این امکان را میدهد که به بررسی عمیق محتوای کتاب بپردازیم و مضامین کلیدی را از متن استخراجکنیم (Sterling, 2021). در این رویکرد بر اساس فرایندی مشخص، مضامین پایه (کدها و نکات کلیدی موجود در متن)، سازماندهنده (ترکیب و تلخیص مضامین پایه) و فراگیر (اصول حاکم بر متن بهعنوان یک کل) نظاممند میشوند. در ادامه این مضامین بهصورت نقشههای شبکه تارنما (Web-Like Maps)، رسم و مضامین برجسته هریک از این سه سطح و روابط میان آنها نشان داده میشود. ابزار گردآوری دادهها در این بخش از پژوهش تحلیل دو کتاب صدرالمتألهين است. بدین منظور دستیابی به مضامین نهایی در چند مرحله صورت گرفت:
گام اول: گردآوری اطلاعات و تقطیع متن به واحدهای معنادار جهت شناسایی کدها است (Braun & Clarke,2020). بدین منظور برای جمعآوری دادههای در این قسمت دو کتاب کسر اصنام الجاهلیه و رساله سه اصل انتخاب شدند. ترجمۀ کسر اصنام مورد بازخوانی چندباره قرار گرفت. رساله سه اصل که به فارسی موجود بود نیز در این بازخوانی بررسی شد. بعد از بازخوانی چندباره، تقطیع متن به واحدهای معنادار صورت گرفت.
در دومین گام پس از انتخاب واحدهای معنادار، برچسبزنی به واحدهای معنادار که تقطیع شده بود، صورت گرفت. در گام سوم جستوجو و شناسایی مضامین (تطبیق دادن کدها با قالب مضامین، استخراج مضامین از بخشهای کدگذاریشده متن و پالایش و بازبینی مضامین) انجام شد. پس از کدگذاری اولیه و در گام چهارم کدها در دستههای مرتبط سازماندهی شدند تا مضامین اصلی شناسایی گردند. این مراحل شامل تجزیهوتحلیل عمیق دادهها و ایجاد روابط بین مضامین میشود. بهمنظور افزایش اعتبار و اعتبارسنجی نتایج، از روشهای اعتبارسنجی نظیر بررسی همتا و بازخورد از اساتید و کارشناسان حوزه استفاده شد (Creswel & Poth, 2022).
در گام پنجم ماتریس مضامین و تدوین گزارش (تلخیص شبکه مضامین و استخراج نمونههای جالب و مورد توجه از دادهها و مرتبط کردن نتایج تحلیل با سؤالهای پژوهش و مبانی نظری) انجام گرفت. جهت روایی پژوهش نیز از نظرات دو نفر از اساتید بهرهگیری شد. پایایی (صحت و اعتبار نتایج) نیز رفتوبرگشت چندباره مفاهیم و مضامین مورد تأیید قرار گرفت و دو نفر از اساتید پایایی کدهای بهدستآمده را تأیید نمودند. در پایان نتایج تحلیل مضمون شامل شناسایی مضامین کلیدی از متن کتاب و بررسی روابط بین این مضامین صورت گرفت و از نقلقولهای مستقیم و مثالهای مشخص برای تقویت مضامین بهدستآمده، استفاده شد تا عمق و غنای تحلیل افزایش یابد (Smith & Jones, 2023).
1. چارچوب مفهومی
از نظر صدرالمتألهين، غایت نهایی عرفان، رسیدن به سعادت است که عارف در مسیر سیر و سلوک آن را مد نظر دارد. حال این انسان متشکل از دو گوهر نفسانی به نام روح و گوهر ظلمانی به نام جسد است و با نظر به اینکه کمال او وابسته به روح بوده، معرفت ویژگی برتر انسان نسبت به سایر موجودات است (صدرالمتألهين، 1371، ص15). متعلق این معرفت، معارف الهی است نه هر علمی و منظور از معارف الهی نیز شناخت خداوند، اسما و افعال الهی، اعتقاد به روز قیامت، کتب آسمانی، عوالم هستی، احوال نفس و چگونگی کمال آن است. ازهمینرو بالاترین معرفت، دستیابی به معرفت حضرت حق است (صدرالمتألهين، 1371، ص70-77). بنابراین برترین افراد کسانی هستند که به این معرفت دست یافته باشند. اینکه انبیا فزونی این علم را از خداوند طلب میکردند (صدرالمتألهين، 1417ق، ج5، ص13) نشان از اهمیت آن دارد. کسب این معرفت بدون اعراض از دنیا امکانپذیر نیست؛ لذا فرد عارف با مجاهدت و مخالفت با نفسانیات (صدرالمتألهين، 1371، ص23ـ34) و همچنین رعایت شریعت بدان دست مییابد. صدرالمتألهين از میان اقشار مختلف جامعه، تنها عارف و حکیم را برخوردار از معرفت الهی دانسته که مصداق اتم آن امام در جامعه است و زمین هیچگاه از وجود آن خالی نخواهد بود (صدرالمتألهين، 1388، ج5، ص155). تنها عارف ربانی است که عقل بالفعل است. درجه بالای معرفت را میتوان در انبیا و ائمه؟عهم؟ مشاهده کرد و تنها آنان شایسته رهبری و هدایت جامعه را دارند. از نظر صدرالمتألهين عرفا چهار سفر را طی میکنند:
1. سفر از خلق بهسوی حق؛
2. سفر از حق بهسوی حق با حق؛
3. سفر از حق بهسوی خلق با حق؛
4. سفر در خلق با حق.
آنچه در اینجا با هدف این مقاله تناسب دارد سفر چهارم است. «سالک در این سفر، خلایق و آثار و لوازم آن را شهود میکند. بهتفصیل به منافع و مضار اجتماع بشری و احوال خلایق پی میبرد و به رجوع خلایق بهحق و کیفیت آن، علم تفصیلی حاصل مینماید و خلق را به مقام جمع دعوت میکند» (آشتیانی، 1375، ص664-668). بهعبارتی در چهارمین سفر پس از طی تهذیب نفس و اصلاح خویشتن، از خداوند به سوی مردم سیر میکند؛ درحالیکه نظر خدایی دارد تا بتواند به دستگیری از مردم و اصلاح جامعه بپردازد.
در چشمانداز حکمت متعالیه، حقیقت فلسفه به سفر بودن است؛ بهتعبیر صریح ملاصدرا، فیلسوف و حکیم حقیقی، منطق پرواز را تعلیم میدهد؛ یعنی فیلسوف از جا کنده شدن را تعلیم میدهد (امامیجمعه، 1403، ص390). صدرالمتألهين در بحث فلسفۀ آفرینش و اینکه مقصود اولاً و بالذات از آن، ظهور عالم ربانی است، مینویسد که این امر برای کسی حاصل میشود که در دریایی از دریاهای عمیق مکاشفات ذوقیه، غرقه باشد و همینجاست که او اسفار خود را منطق پرواز و آن را چگونه کنده شدن از زمین دانسته است (صدرالمتألهين، 1371، ص88). در این راستاست که شناخت افرادی که منطق پرواز را به دست آوردهاند از نظر ملاصدرا ضرورت دارد.
2. یافتههای پژوهش
تجزیهوتحلیل واحدهای معنادار دو اثر ملاصدرا نشان داد که خصایصی همچون «معرفتگرا»، «مهذب»، «مستوری»، «ذاکر»، «مرگاندیش»، «تولی و تبری»، «مجاهد هدایتگر» و «فیضبخش» مهمترین مضامین فراگیری است که مختصات راهبران راستین را در مواجهه با بحران اجتماعی جاهلیت مقدس واکاوی میکند.
1ـ2. معرفتگرا
صدرالمتألهين در بیان انحرافات زمانۀ خود ریشۀ اصلی را متوجه جهل و نادانی دانسته است. ازاینرو هنگام بیان مختصات راهبران راستین، بر معرفت حضرت حق از سوی این راهبران تأکید دارد: «برترین مقام شناخت ذات و صفات و افعال خداوند است و اینکه مرد اگر هست بهجز عارف ربانی نیست» (صدرالمتألهين، 1371، ص47). سراسر رساله سه اصل به بحث از معرفت نفس و پیامدهای فقدان آن اختصاص دارد. صدرالمتألهين در این زمینه مینویسد: «قوام نشئه آخرت را به دل آدمی است و حیات دل را معرفت است» (صدرالمتألهين، 1377، ص60). منظور علم و معرفت «عارف به خدا و ملائکه و کتابهای خدا و رسولان و روز آخرت است» (صدرالمتألهين، 1377، ص78). این علم و معرفت صفت انبیا بوده که با مجاهدت و ریاضت به دست میآید (صدرالمتألهين، 1371، ص54). این مضامین در جدول (1) آمده است.
جدول 1: مضامین پایه، سازماندهنده و فراگیر «معرفتگرا»
مضامین فراگیر مضامین سازماندهنده مضامین پایه ردیف
معرفتگرا شناخت حق برترین مقام: شناخت ذات و صفات و افعال الهی
عارف ربانی: مرد الهی
کمال و تمامیت قلب انسان به علم و معرفت
برترین علم: علم به حضرت باریتعالی
کمال نفس: علم به خداوند
یقینی و برهانی دانستن حقایق الهی و معالم ربانی در عارف و حکیم راستین
علم و معرفت بیشترخواهی در علم از سوی برترین انبیا در ادعیه
بیشترخواهی در علم: علم از احوال قیمومیت و کبریای ربوبی و چینش نظام هستی و عوالم ملکوت و احکام برزخی بالا و پایین
علم صفت سرور پیامبران و برترین عمل اوصیا
علم بخش بزرگی از صفات مؤمنان / علم میوه مجاهدتهای تقواپیشگان و نتیجه ریاضتهای عبادتگران
علم الهی: سرور همۀ علوم و معارف و مبدأ آنهاا
علم الهی: هدف همۀ حرفهها و صنایع
از نظر ژرفاندیشان: کردار برای احوال و احوال برای علوم و معارف
برتری علوم بر احوال و اعمال از نظر ژرفاندیشان
علوم هدف اصلی
هدف آخرین از هر قصد و سیری: درک حضوری صورت چیزی
علوم نظری برتر از علوم عملی
آگاهی به برتری لذت معرفت از تمامی لذتهای دنیایی برای عارف به یقین و راه کشف
درک هر شیء همانطور که هست
حکمای الهی و علمای ربانی دارای معرفت الربوبیه یا اثولوجیا (از نظر حکمت)
اولیا و صدیقین در زبان شرع: صاحبان معرف ربوبی
برترین بخش علوم مکاشفهای و گرامیترین آن معرفت خدای تعالی
ذاتاً هدف بودن معرفت خدا
معرفت خدا عین سعادت حقیقی
درک سعادت حقیقی تنها در آخرت
معرفت خدا معرفتی آزاد و ناوابسته
مقدمه بودن سایر معرفتها نسبت به معرفت خدا
ذاتاً مطلوب بودن معرفت خدا
نزد عارفان و حکمای الهی ادراک حق و دیدار جلال و جمال او برترین کمالات و لذیذترین سعادتها به سبب صفای نفوس و پاک بودن ذات
نفس انسانی با وحدت و تجردی خود سرمنشأ تمامی افعال و تحریکات بدنی و حیوانی و طبیعی
پیوستگی معرفت و عبادت اکمال معرفت و محکم ساختن آن بهوسیله عبادات شرعیه
شروع در مجاهدت قبل از اکمال معرفت و محکم ساختن آن بهوسیله عبادات شرعیه سبب گمراهی
انواع عبادات: بدنی و قلبی، آشکارا و پنهان
عبادات بدنی و قلبی: شریعت و دستورات الهی
عبادات ذاتی و بندگی حکیمانه و فرمانبری ملکوتی: شناخت حق، شناخت مقربین و پیامبران و اوصیا و معرفت یافتن بر چگونگی بعث انبیا و نزول کتب و شناخت نفس، معاد روحانی و جسمانی
برترین هدف از عبادت بدنی و ریاضتهای نفسانی به دست آوردن معارف الهی
معرفت نافذ شناخت فرق میان خواطر و وسوسههای شیطان
شناخت فرق میان خواطر و وسوسههای شیطان: مختص اهل ولایت و حکمت
شناخت حیلهها و کیدهای پنهانی: مخصوص علمای درککننده حقایق اشیا و مراتب وجود و درجات دوری و نزدیکی از حق معبود
شگردهای شیطان در گمراهسازی
خوف و خشیت مدام حیای قلبی
امید
هراسناک بودن عارف ربانی از زندگی دنیویای مانع از ملاحظه تام ذات متعال
بودن در خوف و خشیت
گریه دائمی و حسرت و حسن و نوحهگری دراز
فراگیری هیبت الهی
وحشتزاترین ترس: ترس از دوری، بعد ترس از حجاب و بعد ترس از روگردانی و سپس ترس از عتاب و بعد ترس بدون خدا آرامش گرفتن
شدت و ضعف در ترس نسبت به خدا
صدرالمتألهين با تأکید بسیار بر ارزش و اهمیت علم، درصدد است تا توهمات مدعیان راهبری را که ریشه در توهمات علمی آنان دارد نشان دهد؛ زیرا درک درست علم سبب میشود تا از گمراهی در اعتقادات نیز دور بمانند، بهعلاوه به درک صحیحتری از حضرت حق نیز برسند (صدرالمتألهين، 1371، ص48).
قدرت تمیز از دیگر مضامینی است که در اثر معرفت برای راهبران راستین صورت میپذیرد؛ بدین معنا که فرق میان خواطر و وسوسههای شیطان را تشخیص میدهند و به تعبیر ملاصدرا «این شناخت بس پیچیده و باریک است و بهطور کامل جز اهل ولایت و حکمت را میسر نباشد» (صدرالمتألهين، 1371، ص107؛ 1377، ص48ـ49).
صدرالمتألهين در این قدرت تمیز معتقد است که محب، دشمنشناس است و نقشه و حیلههای و کیدهای پنهانی را تشخصی داده و این شناخت «مخصوص علمايی است که حقايق اشیا و مراتب وجود و درجات دوری و نزدیکی از حق معبود را بشناسند و چگونگی فرا رفتن بهسوی عالم ملکوت و رهایی از منزل ناسوتی را بدانند» (صدرالمتألهين، 1371، ص107). همچنین از نظر ملاصدرا معرفت نفس همانگونه که برای عرفا حاصل میشود، اگر برای دیگران صورت پذیرد «کشف قبور بر وی آسان است» (صدرالمتألهين، 1377، ص60) و قبر وی روضهای از ریاض جنت خواهد بود. علاوه بر این، اولیای خدا به زیارت چنین انسانی میآیند و خداوند بر سینه چنین انسانی تجلی نموده و محل سلام ملائکه و ارواح خواهد بود و این امر در حالت اول برای عارفان کامل صورت میپذیرد. بهتعبیری دیگر «حقیقت و ماهیت نفس را به نور کشف و یقین دانستن جز عارفان را نصیب نیست» (صدرالمتألهين، 1377، ص49).
2ـ2. مهذب
کلید معرفتگرا بودن عارف و راهنمای راستین، در تهذیب نفس است؛ بدین معنا که تهذیب نفس و تطهیر دل موانع معرفت را از بین برمیدارد. مضامین تعلیم و آموزش، تجریدشده از رذایل بیانگر مضمون فراگیر مهذب است که در جدول (2) آمده است.
جدول 2: مضامین پایه، سازماندهنده و فراگیر «مهذب»
مضامین فراگیر مضامین سازماندهنده مضامین پایه ردیف
مهذب بهرهمندی از حدس قوی خوددار و صابر در برابر رنجهای ناشی از آموزش
دستیابی نفس قدسی و نشئه نبوی و ولوی به قوت حدس بدون تعلیم بشری
درک سریع مقدمات برای نفوس قدسیه به قوه حدس بدون نیاز به چینش حد وسط
تجریدشده از رذایل دوری جستن از امیال حسی و خواهشهای دنیایی
دارا بودن فطرتی صاف و ذهنی خالی از گفتههای بدعتسازان و طبعی پاک و فهمی تیزبین و درکی لطیف
عصیانگر و لجباز نبودن برای هوسهای خود
پرخور و پرنوش نبودن
امتناع ورزیدن روح از پستیها
پیشه ساختن ورع
عدلپذیر در برابر نیکی
سرکش در برابر ظلم
متصف بودن به زهد حقیقی
پاک بودن از اخلاق و خویهای خویش
دائماً در راه دوست بودن و تقرب جستن به واسطه نوافل و مقدم داشتن خواستهای او بر خواهشهای خود
عارف: خلاصی یافته از شرور شهوتها و آفات مادی و مجرد شده
عرفان و تصوف اصیل در نگاه صدرالمتألهين، نهتنها نیازمند تهذیب نفس است، بلکه مبتنيبر آن است، بدین معنا که تهذیب نفس هم مقدمه و هم ذیالمقدمه است؛ یعنی بهعنوان یک ضرورت متصل و جاری در مسیر سیر و سلوک باید همراه سالک باشد. به بیان ملاصدرا «کسی جز عارف را ذات مجرد نشده است و کاملاً از شرور شهوتها و آفات مادی خلاصی نیافته است»، به همین علت است که بزرگان صوفیه را مهذب میدانست و یکی از خصایص راهبران راستین را همین ویژگی معرفی میکند (صدرالمتألهين، 1371، ص68). ملاصدرا در رساله سه اصل وقتی سخن از تسویلات نفس اماره و مکاید شیطان به میان میآورد (صدرالمتألهين، 1377، ص68) تنها راه رهایی از آفات این تسویلات و دستیابی به معرفت در اسما و صفات الهی را «جز به تصفیه باطن و ریاضت بدن و ترک جاه و شهوت و صِیت و جمعیت دنیا و تجرید از رسوم و عادات خلق» میسر نمیداند (صدرالمتألهين، 1377، ص69). تهذیب نفس چنان اهمیتی دارد که با باز شدن چشم و کنار رفتن حجابها، هر آیتی از آیتهای قرآنی آیینهای میشود روی نما که میتواند جمال باطن خود را در آن مشاهده کند و این خصیصه به تعبیر ملاصدرا «نقد وقت عارفان است» (صدرالمتألهين، 1377، ص112).
3ـ2. ذاکر
یکی از ابزارهای عالمنمایان و گروههای قدرت در زمانه ملاصدرا استفاده از «ذکر» جهت جلب نظر مردم و قرار گرفتن بهعنوان مرجع بوده است. ازهمينرو صدرالمتألهين ذاکر بودن حقیقی را بهعنوان مشخصۀ عارف و راهبر راستین بیان میکند که این مضامین با تجزیهوتحلیل واحدهای معنادار در جدول (3) آمده است:
جدول 3: مضامین پایه، سازماندهنده و فراگیر «ذاکر»
مضامین فراگیر مضامین سازماندهنده مضامین پایه ردیف
ذاکر توجه به ذکر حقیقی درک راز پنهان در ذکر توسط عارفان
هدف ذکر: شناخت حق و آگاهی بر حقیقت نفس و عیبهای آن و آفتهای اعمال، شناخت الهامات حق، کیفیت کوتاهی بندگان در ستایش و رضا به قضا و قدرش و شناخت پستی دنیا و عیبها و گذرانی و فنای آن و کوتاهی عمرش؛ و همچنین توجه به سنگینی امر آخرت و بهارخوابهای آن و درجات نفوس بعد از مرگ
ذکر مدحشده در شرع و ستودهشده بهوسیله عقل و برهانی بودن و وجود احادیث در تحریص آن
ذکر قلبی
پیوستگی ذکر دوام داشتن دل به ذکر خدا
آبادانی قلب به ذکر خدا
در مقابل این مدعیان، راهبران راستین قرار دارند که «زندگی خود را در آبادانی قلب به ذکر خداوندگار گذرانده: هر آینه آباد سازد مساجد خدا را کسی که به خدا ایمان آورده است» (صدرالمتألهين، 1371، ص49). منظور از ذکر خدا، معرفت و علم است، نه مجرد حرف و صوت و ذکر زبانی و آواز برکشیدن، همانگونه که عادت صوفی نمایان این دوره است (صدرالمتألهين، 1377، ص45). صدرالمتألهين هدف اصلی از ذکر را شناخت حق و آگاهی بر حقیقت نفس و علتهای آن و آفتهای اعمال (صدرالمتألهين، 1371، ص56) معرفی میکند. ایشان در ادامه میگوید: علت اینکه از شناخت حق سخن گفته شد در حقیقت «رازی پنهانی است که عارفان به کمک ذوق خود توانند دانست و نادانان و عارفنمایان را بدان راهی نیست» (صدرالمتألهين، 1371، ص56). چنین ذکر در شرع مدحشده و عقل آن را ستوده و برهان کشفی بر آن دلالت دارد. همچنین احادیثی نیز در اینباره رسیده است، اما مدعیان راهبری سخنان ظاهرفریب شعری را در موعظههایشان به کار میبرند که در روایان نکوهش شده است (صدرالمتألهين، 1371، ص56). پس عارف و راهبر راستین کسی است که برای ذکر لفظی و زبانی ارزش قائل است و هدف از آن شناخت حق و تقرب به اوست و اگر ذکر در این اهداف به کار گرفته نشوند، نهتنها بیارزش است، بلکه رهزن نیز خواهد بود.
4ـ2. مستوری
وجود گروههای مدعی و استفاده از تزویر و ریاکاری و درنتیجه همکاری با حکومت جائر، سبب شده بود تا راهبران راستین به دور از گروه زر و زور و تزویر زندگی کنند. صدرالمتألهين در دو رسالۀ خود با تعابیر مختلفی از این خصیصه یاد کرده که در جدول (4) با مضمون فراگیر مستوری آمده است.
جدول 4: مضامین پایه، سازماندهنده و فراگیر «مستوری»
مضامین فراگیر مضامین سازماندهنده مضامین پایه ردیف
مستوری عدم افشای سر حرام بودن افشای سر قدر
کمیابتر بودن عارف از کیمیا / به دوش کشیدن سر امانت توسط عارف
ذلیل دیدن و معرفت یافتن به پروردگار آنگونه که سزد: لال شدن زبان از ادعا
خلوتگزینی عارف حقجوی گریزان از همصحبتی خلق
گریزانی عارفان از خلق و برگزیدن تنهایی و خلوت
رویگردانی از اهل و اولاد و اشتغال به خدا
تنهاییجوئی و انسگیری با مناجات خدا و کتاب او و توجه به تهجد و غنیمت شمردن شب
اشتغال به خدا برتر از اشتغال به اهل و اولاد برای عارف
کمترین محبت: لذت بردن از تنهایی با حبیب و عشق به مناجات با خدا
فراموشی همه غمها با تنهایی و مناجات و اندیشه در بزرگی و جلال او
پنهان داشتن محبت و اجتناب از ادعا و تبری از اظهار وجود محبت به خاطر بزرگ شماری محبوب و هیبت او
لب از سخن بستن: مشغول داشتن قلب
عزلت و تنهایی: دفع مشغولیات
اهل عرفان: داخل در حجاب عزت و پنهان از شناخت اهل فساد
پنهان ماندن اهل الله و ارباب تصوف و حال و کمال
پوشیده بودن حالات اهل الله و ارباب تصوف و ناشناخته ماندن مرتبه آنان/ مستور بودن صوفی گری صوفی از عقول
بیرغبتی به دنیا کوچک دیدن خلق به چشم عارف
تنگ دیدن محدوده ریاست از نظر عارف
فانی دیدن خلق و ریاست از نظر عارف
ابتهاج حضرت حق: باقی بودن برای عارف
غرفه بودن در نظاره دائمی برای عارف
راه نداشتن مرگ به معرفت الله برای عارف
محل معرفت الهی امری ربانی و آسمانی
جولانگاه عارف: همۀ پهنای آسمانها و زمین
پهناوری نزهتگاههایشان به نسبت درجات دیدها و معارف برای عارف
رغبت عارفان به نظر به ملکوت آسمانها و زمین بیش از رغبتشان به خوراک و دیگر امور جنسی
نگاه عارفان به افراد در پستگاه شهوات: نگاه عقلا بر کودکان چسبیده به لذتهای کودکانه
نا خودنمایی عارف ربانی موجب ناتوانی در قوت روزانه
علمای حقیقی همان زهادند: رویگردان از دنیاجویی
نشانه خدادوستی: دوری گزیدن قلبی و باطنی از دنیا
یکی دیگر از خصایصی که در مضامین به دست آمد و میتواند نشاندهنده راهبر راستین باشد «مستوری» و زیست پنهانی است، یعنی ملاصدرا علمای حقیقی را همان زهاد میداند؛ زیرا رویگردان از دنیا هستند و آنان که این صفت را داشته باشند، عالم نیز خوانده شده است (صدرالمتألهين، 1371، ص153). ملاصدرا در رساله سه اصل به اشاره به خصیصه دنیادوستی عارفنمایان و مدعیان، معتقد که دشمنی و عداوت این مدعیان با «فقیران و گوشهنشینان» (صدرالمتألهين، 1377، ص76) به علت این است که آنان به مرض بودن حب دنیا (صدرالمتألهين، 1377، ص75) آگاه و معترفاند. این تعبیر «فقیران و گوشهنشینان» اشاره به عارفان و رهبران راستینی دارد که در از حب دنیا و جاه کنارهگیری نمودهاند. در توصیفی صدرالمتألهين تنهایی و خلوتگزینی راهبران راستین را گریزان از خلق و برگزیننده تنهایی و خلوت معرفی میکند که به علت اشتغال به خدا صورت گرفته است (صدرالمتألهين، 1377، ص153). ملاصدرا همچنین علت رویگردانی از خلق را در رساله سه اصل این میداند که اینان چون به حیات حقیقی زنده شدهاند و نور علم و یقین در دلشان تابیده است، از صحبت مردمان متوحش شده، همانگونه که انسان از صحبت مردگان دچار توحش میشود (صدرالمتألهين، 1377، ص46).
همچنین ضمن تنهاییگزینی با خداوند از طریق مناجات نیز انسگیرنده هستند و شب را فرصتی برای تهجد و بریده شدن از اشتغالات انسان دانسته و از تنهایی که منجر به مناجات شود لذت میبرند. ازاینرو میتوان ادعای این افراد را در محبت خداوند باور داشت (صدرالمتألهين، 1371، ص97). صدرالمتألهين وجود این راهبران راستین در میان مردم را یک ودیعه الهی (صدرالمتألهين، 1371، ص73) میداند که ممکن مستور میان مردم باشد، یعنی فرقی هم ندارد که مردم او را بشناسند یا نشناسند یا اینکه فرمانش را ببرند یا نبرند. این افراد به علت ناخودنمایی، ممکن است برای قوت روزانه خود نیز دچار مشکل باشد. چنانکه پیامبر ما بسیار پیش میآمد که غذای روزانۀ خانوادۀ خویش را از شخصی یهودی وام میگرفت تا ملکی آمده و خزائن زمین را بر وي عرضه داشت، بدون آنکه چیزی از درجات آخرت او کم شود و روحانیت زمین در برابرش کوچکی نمود و ملائکهای که مأموریت او حفظ و پاسداری صورت نوعی است در برابر او کرنش نمود و او بندگی و احتیاج را برگزیده بود و جنبۀ امکانی را به ایثار مذلت و انکسار صحت میبخشید (صدرالمتألهين، 1371، ص74). چنین افرادی در عین اینکه ودیعه الهیاند، زبانشان از ادعا خالی است و از مقام خداوند حیا میکنند، چون خود را بنده ذلیلی در برابر پروردگارشان میدانند. فایدهای که بر مستوری زیستی راهبران راستین وجود دارد «دفع مشغولیات» (صدرالمتألهين، 1371، ص166) است؛ بدین معنا که گوش و چشم که دو دالان قلب محسوب میشود را مراقبت میکنند تا از این طرق و خلوتگزینی بتوانند ندای حق (صدرالمتألهين، 1371، ص166) و جلالت حضرت ربوبی را ببینند. چنانچه برای رسول خدا؟ص؟ در چنین حالتی ندا آمد و خداوند او را خطاب کلام الهی دانست (صدرالمتألهين، 1371، ص166).
5ـ2. مرگاندیش
دوستدار مرگ بودن خصیصه دیگری از راهبران راستین است که ملاصدرا آن را در پرتو وصل به لقای حبیب ترسیم میکند و در جدول (5) آمده است:
جدول 5: مضامین پایه، سازماندهنده و فراگیر «مرگاندیش»
مضامین فراگیر مضامین سازماندهنده مضامین پایه ردیف
مرگاندیش حب مرگ دوست داشتن مرگ
مرگ شرط درستی ادعای محبت
دوری گزیدن از وسایل دنیوی و رويگردانی از انس گرفتن با مردمان و نفرت از شهوتها و بیاعتنايی به رسمهایی چون انس با اهل زمانه و رفتن به پیش حکام و سلاطین
همعنان نشدن با کمسالان و جوانان و در پی همنشینی آنان و دیگر افراد خوشگذران و بیکاره نبودن و دوری از کسانی که دلهایشان کشتگاه دنیادوستی و لذتجويی 1
اشتیاق مرگ آرزوی مرگ طبیعی جهت لقاءالله برای عارف ربانی
مرگ کلید رستگاری به منزل محبوب
دوست داشتن و آرزو نمودن نشانه محبت و ولایت
تحمل درد کشته شدن در راه خدا شرط درستی ادعای آمادگی شهادت 2
از نظر صدرالمتألهين علاقه به مرگ بدین علت است که محبت واقعی راهبران راستین را بدین سمت میکشاند که تنها راه وصول به محبوب، پشت سر گذاشتن مرگ است. ازهمينرو شوق به مرگ در او افزون میشود و سنگینی سفر مرگ از بین میرود (صدرالمتألهين، 1371، ص96). این امر تا بدانجاست که خداوند دوست داشتن مرگ را «نشانۀ محبت و ولایت» و «شرط درستی ادعای محبت» خوانده است (صدرالمتألهين، 1371، ص96). شهادت عرصۀ دیگری از اثبات این مدعاست برای آنان که ادعای دوستی خداوند را دارند (صدرالمتألهين، 1371، ص97) و نمونه والای آن را در ضربت خوردن حضرت علی؟ع؟ و شهادت امام حسین؟ع؟ و علاقه به شهادت میتوان یافت که بهیقین بقای دار عقبا حاصل شده بود و این جز به اختیار نبود (صدرالمتألهين، 1377، ص48).
مضمون دیگری که نشاندهنده مرگدوستی است، «دوری گزیدن از وسایل دنیوی و رويگردانی از انس گرفتن با مردمان و نفرت از شهوتها و بیاعتنايی به رسمهایی همچون انس با اهل زمانه و رفتن به پیش حکام و سلاطین» (صدرالمتألهين، 1371، ص95) و همچنین پرهیز از معاشرت با افراد کم سنوسال و خوشگذران و بیکاره و دروی از افراد دنیادوست است؛ زیرا این نوع معاشرتهای طعم ماندگاری در دنیا را نزد انسان شیرین جلوه میدهد و باعث کینه و نفرت نسبت به مرگ میشود. در همین زمينه صدرالمتألهين بر دوری از این نوع ارتباطها تأکید دارد.
6ـ2. تبری و تولی
صدرالمتألهين در عبارات این دو رساله با بهرهگیری از فلسفۀ وجودی خود، در راستای سفرهای چهارگانه عارف (صدرالمتألهين، 1981، ج1، ص13-15) از عشق به همۀ انسانها پرده برمیدارد؛ بدین معنا که تحلیل مضامین نشان داد راهبر راستین با تولی و تبری خود، متوجه ضرورت مقابله با جهل و ظلم زمانه بود و در عین حال به دنبال تحقق اهداف حکمت متعالیه که همان برقراری عدالت در جامعه و محبت ورزیدن به همنوعان خود است. جدول (6) این مضامین را نشان میدهد.
جدول 6: مضامین پایه، سازماندهنده و فراگیر «تولی و تبری»
مضامین فراگیر مضامین سازماندهنده مضامین پایه ردیف
تولی و تبری حب الهی منافات گناه با کامل شدن محبت
عدم ضرر گناه به اصل محبت
گناهان فراوان از بین برنده اصل محبت
منافات داشتن نادانی فراوان با اصل علم
دانشها (سیر نزولی سلسلۀ اسباب، علم نفس آدمی و کیفیت تشریح اعضای بدن و قوای نفس انسانی): نردبان ترقی بهسوی حق
جهل به این معارف و ادعای محبت کامل داشتن نزد افراد دارای بینش یعنی دروغپردازی
کم و زیاد بودن محبت شخص به آثار و خلایق به نزدیک بودن یا دور بودنشان از خدا
محبت کامل نسبت به خدا و خالص کردن دوستی: نیامیختن حرکات و عبادات با اغراض نفسانی
محبت کامل نسبت به خدا با به دست آوردن معارف ربانی و حقایق الهی / به دست آوردن معارف ربانی و حقایق الهی: با از بین بردن موانع
رویگردانی از جلبتوجه خلق و دوری گزیدنتان از رسوم زمانه: متوقف بر چشیدن عرفان
نشانه محبت: مستغرق گشتن تمامی عقل و فهم در لذت مناجات و انسگیری با خدا
محبت سری از اسرار خدا در قلوب بندگان 1
محب اولیا و علما فطرتاً دوستدار راستی و راستان و حکمت و حکیمان
دوست داشتن علم و علما
دوست داشتن علوم سماوی
دوست داشتن پیامبران از جانب عارف به خاطر عشق به محبوب راستین و پیامدهنده
محبت به شخص پیامآور برای عارف طفیلی محبت به پیامدهنده
اولیا و علما و مؤمنان بهعنوان محبوب عارف به سبب ارتباط و انتساب به معرفت حق نه به نحو مستقل
محبت عارف به هر چیزی و هر کسی برگشت به محبت خدا
محبتورزی به اثر همان مؤثرورزی به مؤثر 2
حب خلق بر رحیمان مهربان
مهربان بودن با خلق خدا و بندگان
دشمنی دشمنان برجباران و متکبران خشمناک
و دشمنی با دشمنان خدا که کفار و ظالمان و گناهکاران و بدکاران
تذکر و خردهگیری در جاهلان صوفینما 4
مضمون فراگیر دیگری که بیانگر مختصات راهبران راستین است، محبت ورزیدن به خداوند و مخلوقات او و دشمنی با کفار، ظالمان و گناهکاران است. این امر در آیات الهی نیز بدان اشاره شده (فتح: 29) و این خصیصه ناشی از حب الهی است که زمانی انسان محبت واقعی نسبت به خداوند داشته باشد، همۀ اجزای عالم و صور کائنات را نوشته الهی میداند که به قلم الهی نگارش یافته است (صدرالمتألهين، 1371، ص100)، پس بدان حب میورزد.
صدرالمتألهين در بیانی دیگر، محبت ورزیدن به اثر مؤثر را همان محبت ورزیدن به خود مؤثر میداند (صدرالمتألهين، 1371، ص100). چنانچه در آیات الهی نیز بدن اشاره شده است (آلعمران: 31). از نظر ملاصدرا این محبت به آثار مؤثر دارای شدت و ضعف است؛ زیرا با دوستی و محبت مؤثر در پیوند است؛ یعنی این محبت به مقدار دوستی و نزدیکی و دور بودن از بستگی دارد (صدرالمتألهين، 1371، ص100).
حال چنین راهبر راستینی از طریق نوافل به خداوند تقرب پیدا میکند و به دنبال این است که خواستههای محبوب خود را بر خواهشهای خود مقدم بدارد. از نظر صدرالمتألهين چنین انسانی به دنبال دانش و پاکی است و از هوسها دوری گزیده (صدرالمتألهين، 1371، ص98)؛ زیرا انسانی که دوستدار خداوند است گرد معصیت نمیگردد تا فرمانبرداری خود را به اثبات برساند. این محبت به دوست داشتن علم و علما نیز سرایت پیدا میکند؛ زیرا «اگر کسی را دوستداریم، دوستدار آنان که توان احوال دوست از آنان پرسید و صفات و کارهای او را استفسار کرد نیز خواهیم بود» (صدرالمتألهين، 1371، ص99). در مرحلۀ دیگر این محبت نسبت به علوم سماوی نیز در جریان است «و دریافتن اینکه سیر نزولی سلسلۀ اسباب به چه سان است و عظائم امور الهیه مانند عقول و نفوس کلیه چگونهاند» (صدرالمتألهين، 1371، ص99) و همچنین «علم نفس آدمی که گفتهاند آنکه نفس را شناسد حق را بشناسد و همچنین کیفیت تشریح اعضای بدن و قوای نفس انسانی و اینکه چگونه انسان از اسفل سافلین به اعلی علیین تواند رسید» (صدرالمتألهين، 1371، ص99).
پنهانی محبت محبوب ورزیدن و پرهیز از ادعا و بیزاری از اظهار محبت، یکی از نشانههای راهبران راستین است که به علت «بزرگشماری محبوب و بزرگداری او و هیبت از او و غیرت بر سر او» (صدرالمتألهين، 1371، ص104) برای آنان رخ میدهد. این بدان جهت است که این راهبران راستین، محبت را سری از اسرار الهی دانسته که جایگاهش قلوب بندگان است. به تعبیر ملاصدرا «بندگانی که در پردههای کتمان از دیدگان دورماندگان از خدا پنهاناند، همچنانکه در حدیثی در حق اینان آمده است: اولیای من در زیر قبۀ منند، جز من آنان را نشناسد» (صدرالمتألهين، 1371، ص104).
مضمون سازماندهندۀ دیگری که با محبت پیوند دارد، «هیبت الهی» است. این ترس و خوف و خشیت از نظر صدرالمتألهين ریشه در این دارد که هر چه فرد از علوم حقیقیه آگاهتر باشد، دچار این خوف و خشیت میشود (صدرالمتألهين، 1377، ص84). ازهمینروست که ملاصدرا این پندار را که دوستی و محبت با ترس سازگاری ندارد را خطا دانسته و مینویسد: «میان ترس از خشم و عقاب و ترس از شدت عظمت و جلال فرق بسیار است» (صدرالمتألهين، 1371، ص102). آن ترسی که مد نظر ملاصدرا است و از خصایص راهبران راستین است و در پیوند بامحبت و تولی معنا مییابد، ترسی تشکیکی است که در سنجش نسبت به هم، برخی از برخی دیگر ترسناکتر است. ترس از دوری، وحشتزاترین آن است و بعد از آن ترس از دوری قرار دارد. در رتبه بعد، ترس از حجاب و مرحلۀ بعد ترس از رویگردانی و در آخرین رتبه ترس از عتاب (صدرالمتألهين، 1371، ص103).
7ـ2. مجاهد هدایتگر
یکی از خصایص دیگر راهبران راستین که در مضامین سازماندهنده به دست آمد، مجاهد هدایتگر بودن است که با وجود رسالت اجتماعی فیلسوف این خصیصه جایگاه ویژهای در عدالت اجتماعی مییابد. این خصیصه در قالب مضمون فوق در جدول (7) آمده است.
جدول 7: مضامین پایه، سازماندهنده و فراگیر «مجاهد هدایتگر»
مضامین فراگیر مضامین سازماندهنده مضامین پایه ردیف
مجاهد هدایتگر
مجاهدت و تلاش همت در طول زندگی
گذراندن عمر خود در طاعت خداوند و معصیت ننمودن
وجه همت عارف: وجه الله به حرکات و سکنات و خواستن رضای الهی
همه تلاش عارف: در همۀ عبادتها و حرکتها و سکونها و خلوتها و جلوتها و تنهايیها و با مردم بودنها و مشغول بودن و مشغول نبودنهایش در جستوجوی نزدیک گشتن به خدا
راه مجاهدت در پاکسازی هر صفت نکوهیدهای مخالفت هوای نفس و شهوت 1
نجات خود عارف چون نوح مشغول آمادهسازی کشتی نجات از غرقه شدن در دریای هیولا
در امان ماندن از بدعاقبتی و خسران
تلاش عارف برای رهاندن خود و دیگران از دریده شدن بهوسیله تمساحهای هوای نفس
شایسته سروری بودن عارف راستین خواه از او بهره ببرند خواه نه
فایده نبردن از عارف راستین ناشی از کوتاهی دیگران نه کمبود خود عارف
بازشناسی احوال هر فرقه از ناس و نسناس 2
دستگیری از دیگری تلاش عارف برای رهاندن خود و دیگران از دریده شدن بهوسیله تمساحهای هوای نفس
کشتی نجات بودن عارف برای دیگران 3
منظور این است که راهبر راستین تنها وقت خود را صرف خلوتگزینی و مستوری زندگی خود نمیکند، بلکه در پی نجات دیگران نیز هست و نوحوار در حال آمادهسازی کشتی نجات و در پی رهاندن خود و دیگران از دریده شدن بهوسیله تمساحهای هوای نفس است (صدرالمتألهين، 1371، ص83). عارف از نظر ملاصدرا خلق را آیینۀ خداینما و واسطه ملاحظه صفات الهی میداند (صدرالمتألهين، 1377، ص101). ازهمینرو نسبت به نجات دیگران در آخرین سفر (سفر چهارم) اقدام میکند. صدرالمتألهين راهبران راستین را افرادی اجتماعی در بطن جامعه معرفی میکند که در برابر خیر و عدل انعطاف دارند و در برابر شر و جور سختگیر و غیرمنعطف هستند (صدرالمتألهين، 1371، ص99). هرچند این خصیصه در بحث تولی و تبری گذشت، ولی این خصیصه نشاندهندۀ این است که از نظر ملاصدرا راهبر راستین خواه فقیه باشد، خواه شیخ و عارف در برابر جامعه خود و همۀ افراد مسئولیت دارد و باید فردی حساس، آگاه و دارای موضع باشد. چنانچه حضرت نوح برای نجات قومش با وجود همۀ شرایط نابسامان جامعه خود، دست از تلاش برای هدایتگری آنان برنداشت.
8ـ2. فیضبخش
تحلیل مضامین نشان داد که راهبر واقعی واسطۀ هستی و هدف اصلی و بالذات آفرینش است و سایر موجودات وجود طفیلی دارند. این تحلیل در قالب مضمون فراگیر فیضبخش در جدول (8) آمده است.
جدول 8: مضامین پایه، سازماندهنده و فراگیر «فیض بخش»
مضامین فراگیر مضامین سازماندهنده مضامین پایه ردیف
فیض بخش واسطه وجود مخلوقات روشن به انوار قدرت خداوندی بهواسطه کانال انسان کامل
سزاواری سروری عارف ربانی ودیعه خدایی
محبوب بودن عرفا چون شناسا هستند محبوب خدایند
خلق شدن و رزق داده شدن سایرین به خاطر عرفا 1
هدف خلقت غرض اصلی از خلقت: عالم ربانی
غرض از مخلوقات دیگر: وسایلی برای آمادهسازی وجود عالم ربانی
حکیم الهی و عارف ربانی سرور عالم: نخستین مقصود خلقت
فرمانروا بر همه خلایق
و مخلوقات موجود به طفیل اول و فرمانبردار اوامر او
اهل عرفان: هدف هستی و ثمره ایجاد
مقدمی بودن خلقت سایرین نسبت به وجود عارف 2
در منظومۀ عرفانی ملاصدرا، راهبران راستین فیضبخش هستیاند؛ بدین معنا که غرض اصلی خلقت، خلق «عالم ربانی» است و سایر مخلوقات از چند حال خارج نیست یا وسایلی برای آمادهسازی وجود «عالم ربانی» است و دیگران به طفیلی وجود او و از باقیمانده خمیرمایه او موجودند یا چون ترشحاتی از دریای هستیاند که دریای وجود حق، بر ظروف قابلی آنها افاضه شده است. بنابراین انوار حق از کانال انسان کامل به سایر مخلوقات میرسد (صدرالمتألهين، 1371، ص88). ملاصدرا در تعبیری دیگر بیان میدارد که «حکیم الهی و عارف ربانی سرور عالم است و بذات کامل خود که منور به نور حق است و فروغگیرنده از پرتوهای الهی است، سزاوار است تا نخستین مقصود خلقت باشد و فرمانروا بر همگی خلایق و مخلوقات دیگر به طفیل وجود او موجود و فرمانبردار اوامر اویند» (صدرالمتألهين، 1371، ص73). علت فیضبخشی این راهبران راستین در نگاه ملاصدرا این است که محبوب خداوند هستند؛ ازاینرو دیگران به خاطر آنها خلق شدهاند (صدرالمتألهين، 1371، ص73). راهبران راستین، سزاوار سروری و ودیعۀ الهی بوده (صدرالمتألهين، 1371، ص69)، خواه دیگران آنها را نشناسند و از آنان اطاعت کنند، خواه نشناسند و او را انکار کنند.
چنانچه در مضامین قبل اشاره شد، مستوری زیستن از خصایص این افراد است به همین علت چه «بسا پیش آید که چنین کس در اثر ناخودنمایی میان مردمان حتی قوت روزانۀ خود را نداشته باشد» (صدرالمتألهين، 1371، ص74). چنانچه در سیرۀ پیامبر اکرم؟ص؟ نیز اینگونه از سختی در تهیۀ غذای روزانه نقل شده است. همچنانکه این راهبران راستین، سبب خلقتاند، نجاتبخش خود و دیگران در این دنیا هستند (صدرالمتألهين، 1371، ص83) و در روز قیامت نیز در ظل حمایت شفاعت آنان مشفوع میشوند (صدرالمتألهين، 1377، ص56).
صدرالمتألهين، بعد از بیان خصایص این راهبران واقعی و راستین، بیان میدارد که مواردی که ذکر آن گذشت نشانههای محبین خداوند است که در کتب عرفا بیان شده است تا میزانی قرار گیرد برای شناسایی راهبران راستین از مدعیان دروغین راهبری. مدعیانی که «رهرو راه شهوتهایند و بستۀ زنجیرهای وابستگیها و اسیر دست لشگریان شیطان و از جوار انوار خداوندی و ملکوتیان مقدس او دور گشته و به فرمانبری ظلمات قوايی که به اسفل سافلین فرواندرند، گرویدهاند» (صدرالمتألهين، 1371، ص111).
نتیجهگیری
در جامعۀ زمان صدرالمتألهين ظاهرگرایی رو به رشدی در جامعه دیده میشد که تنها در عرفان نبود، بلکه در فقه، حکمت، فهم قرآن و روایات نیز از سوی عارفمسلکان و حکیمنمایان شیوع یافته بود. این نوع ظاهرگرایی در دین، جهل و جمود مقدس در جامعه را در پی داشته که با همراهی گروه قدرت در حال شکلگیری (مدعیان حکمت و عرفان) و معاونت با دستگاه جائر، بیعدالتی و ظلم مضاعف بر عامه مردم را رقم میزد. وجود ظلم و بیعدالتی در پی بحران جاهلیت، انسداد باب معرفت الهی و سیر آحاد جامعه به سمت کمال نهایی را به دنبال دارد. حال ملاصدرا برای اینکه بتواند رسالت خود را بهعنوان فیلسوف اجتماعی انجام دهد و ظلم و بیعدالتی این جماعت را نشان دهد، بهعنوان راهکاری جهت خروج از این بحران، به معرفی و بیان مختصات عارفان حقیقی و حکیم و صاحبان معرفت میپردازد؛ بنابراین:
1. صدرالمتألهين در دو رساله کسر اصنام و سه اصل، بهعنوان فیلسوفی اجتماعی شناخت عارف راستین و هادی واقعی در جامعه را با وجود بحران همهگیر جاهلیت، با زیرکی بر عهده تکتک افراد جامعه میداند. این امر حاکی از این است که حکمت و عرفان در اندیشه ملاصدرا جنبۀ اجتماعی دارد که به همۀ افراد جامعه مرتبط است. با نظر به اینکه گروههای مرجعی در کسوت عارف، صوفی، فقیه، حکیم و عالم در جامعه در حال شکلگیری بوده که منجر به ارائه فهمی ظاهرگرایانه از دین شده و جاهلیت مقدس را رقم زده بود، پرداختن به خصایص رهبر راستین از نظر ملاصدرا امری خطیر بوده که ضمن معرفی راهبر واقعی، نحوۀ زندگی و چگونگی زیست عارف را در ارتباط با مردم تبیین میکند؛ زیرا مصالح و منافع مردم در شناخت عارف راستین است تا در دفاع از حقوق ضایعشده مردم اقدام نماید و در صورت لزوم به مقابله با حاکمان و مدعیان اقدام کند.
2. تحلیل دو کتاب مذکور حاکی از این است که حکمت و فلسفه حقیقی، مستلزم حضور در اجتماع و دفاع از عدالت است. همین رسالت خطیر است که ملاصدرا را بر آن داشته تا با شناخت راهبر و حکیم واقعی را بر همۀ افراد جامعه لازم بداند و آنان را بدین امر خطاب کند.
3. انحراف اجتماعی متأثر از انحراف در حوزۀ فردی است، بدین معنا که فرد صالح نقش مبنایی در ساختن جامعۀ صالح دارد. با بهرهمندی از سعۀ وجودی فردی، دایره اثرگذاری بر دیگران و جامعه بیشتر خواهد شد و این مقام و جایگاه برای افراد صاحب نفوذ و منزلت چون علما، حکما، فقها و افراد مرجع در جامعه در طیف مثبت یا منفی دارای اثرگذاری بیشتری است. در همین راستا میتوان گفت جامعۀ فاضله و رشدیافته در گرو افراد هادی و هدایتیافته عادل است.
4. همچنین عرفان اسلامی درصدد تربیت انسانیهایی است که در عین مستوری و گمنامی به جهت دوری از اضلاع قدرت (زر، زور، تزویر) در متن جامعه مردمدار است و این همان سفر چهارمی است که در اسفار عرفا آمده است. این راهبران راستین با تأسی به پیامبر؟ص؟ و ائمه؟عهم؟ در بستر اجتماع در پیوند با حکومت، سیاست، مدیریت اجتماعی، مردمداری، اقامۀ عدالت و حتی توجه به بعد اقتصادی اهتمام دارند، بلکه پرداختن به اجتماع را مقدمۀ مصون ماندن اجتماع از کجروی و انحراف میدانند. ازهمینروی رسالت اولیای الهی در هدایت فرد و جامعه جهت اقامه عدالت بس خطیر است.
- آبیار، زهرا و آبیار، شهلا (1400). خوانش قرآنی ملاصدرا در پاسخ به انحرافات فکری و فرهنگی عارفنمایان عصر (با تأکید بر کتاب کسر اصنام الجاهلیه). قرآن، فرهنگ و تمدن، 2(1)، 98-118.
- آشتیانی، سیدجلالالدین (1375). شرح مقدمه قیصری بر فصوص الحکم. قم: دفتر تبلیغات اسلامی.
- امامیجمعه، مهدی (1395). سیر تحول مکتب فلسفی اصفهان از ابنسینا تا ملاصدرا. تهران: مؤسسۀ پژوهشی حکمت و فلسفه ایران.
- امامیجمعه، مهدی (1403). درآمدی بر فلسفه اجتماعی حکمت متعالیه. قم: پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی.
- پازوکی، شهرام (1383). ملاصدرا عرفان، تصوف. مجموعه مقالات منتخب دومین همایش جهانی حکیم ملاصدرا. تهران: بنیاد حکمت اسلامی صدرا.
- خرقانی، ابوالحسن (1394). نورالعلوم. به کوشش عبدالرفیع حقیقت. تهران: کتابخانۀ بهجت.
- صدرالمتألهین (1371). عرفان و عارف نمایان، ترجمۀ کسر اصنام الجاهلیه. ترجمۀ محسن بیدارفر. تهران: الزهراء.
- صدرالمتألهین (1377). رساله سه اصل. تصحیح و مقدمه حسین نصر. تهران: مولی.
- صدرالمتألهین (1388). شرح اصول کافی. با اشراف سیدمحمد خامنهای. تصحیح سبحانعلی کوشا. تهران: بنیاد حکمت صدرا.
- صدرالمتألهین (1417ق). تفسیر القرآن الکریم. تهران: بنیاد حکمت صدرا.
- صدرالمتألهین (1981م). الحکمۀ المتعالیۀ فی الاسفار العقلیۀ الاربعۀ. چ سوم. بیروت: دار احیاء التراث العربی.
- عینالقضات همدانی (1387). نامههای عینالقضات. به اهتمام علینقی منزوی و عفیف عسیران. تهران: اساطیر.
- غزالی، ابوحامد (1374). کیمیای سعادت. به کوشش حسین خدیو جم. تهران: علمی و فرهنگی.
- محمدپور، احمد (1392). روش تحقیق کیفی ضد روش دو؛ مراحل و رویههای عملی در روششناسی کیفی. تهران: جامعهشناسان.
- ملکی، سمیه و دیگران (1400). بررسی تبعات اجتماعی، فرهنگی و اخلاقی الهیات ظاهرگرایانه از منظر ملاصدرا. حکمت معاصر، 1 (12)، 251-266.




