انوار معرفت، سال 1404، جلد چهاردهم، شماره دوم، پیاپی 29، پاییز و زمستان, صفحه‌ها 45-61

    جایگاه اختیار در معنویت اسلامی از منظر علامه مصباح یزدی*

    نوع مقاله: 
    پژوهشی
    نویسندگان:
    ✍️ سید صادق میرستاری / دکترای ادیان و عرفان مؤسسۀ آموزشی و پژوهشی امام خمینی (ره) / ssmirsatar@chmail.ir
    dor 20.1001.1.26458217.1404.14.2.6.6
    doi Registering DOI...⏳
    چکیده: 
    در آموزه‌های اسلامی، اختیار جایگاه ویژه‌ای دارد. تعالی و رشد انسان در تمام ابعاد زندگی تحت لوای اختیار انسان امکان‌پذیر است. به‌طورکلی، در مسائل معنوی نیز چشم‌پوشی از اختیار و اراده افراد، ناممکن است؛ زیرا حرکت انسان در مسیر قرب الی الله بدون اختیار ممکن نیست. بااین‌حال، یکی از مباحث چالش‌برانگیز در بین صاحب‌نظران، نسبت بین اختیار و معنویت است. علامه مصباح یزدی به‌عنوان یکی از متفکران بزرگ اسلامی در آثار خود به مسائل معنوی و عرفانی پرداخته است. این پژوهش با هدف تبیین و تحلیل جایگاه اختیار در معنویت اسلامی بر اساس اندیشه علامه مصباح یزدی با استفاده از روش توصیفی ـ تحلیلی انجام گرفته است. نتایج این پژوهش چنین است که ایشان اختیار را در امور معنوی ضروری می‌داند. خداوند استعدادها و زمینه‌های معنوی را برای انسان فراهم ساخته است و او باید با اختیار مسیر معنویت را بپیماید.
    Article data in English (انگلیسی)
    Title: 
    The Place of Free Will in Islamic Spirituality from the Perspective of ʿAllāmah Miṣbāḥ Yazdī*
    Abstract: 
    In Islamic teachings, free will (ikhtiyār) occupies a distinctive position. The transcendence and development of the human being across all dimensions of life are rendered possible under the aegis of human free will. Generally speaking, even in spiritual matters, the disregard of individuals' free will and volition is impossible, for human movement along the path of proximity to God (qurb ilā Allāh) cannot occur without free will. Nevertheless, one of the most challenging issues among scholars concerns the relationship between free will and spirituality. ʿAllāmah Miṣbāḥ Yazdī, as one of the great Islamic thinkers, has addressed spiritual and mystical questions in his works. This research aims to elucidate and analyze the place of free will in Islamic spirituality on the basis of ʿAllāmah Miṣbāḥ Yazdī's thought, employing a descriptive-analytical method. The findings of this study indicate that he regards free will as essential in spiritual affairs. God has provided the human being with spiritual potentials and predispositions, and it is through free will that the individual must traverse the path of spirituality.
    References: 
    متن کامل مقاله: 

    جایگاه اختیار در معنویت اسلامی از منظر علامه مصباح یزدی* 
    سيدصادق ميرستاري         / دکتراي اديان و عرفان مؤسسۀ آموزشي و پژوهشي امام خميني    ssmirsatar@chmail.ir
    دريافت: 19/07/1404 ـ پذيرش: 30/04/1405
    چکیده
    در آموزه‌های اسلامی، اختیار جایگاه ویژه‌ای دارد. تعالی و رشد انسان در تمام ابعاد زندگی تحت لوای اختیار انسان امکان‌پذیر است. به‌طورکلی، در مسائل معنوی نیز چشم‌پوشی از اختیار و اراده افراد، ناممکن است؛ زیرا حرکت انسان در مسیر قرب الی الله بدون اختیار ممکن نیست. بااین‌حال، یکی از مباحث چالش‌برانگیز در بین صاحب‌نظران، نسبت بین اختیار و معنویت است. علامه مصباح یزدی به‌عنوان یکی از متفکران بزرگ اسلامی در آثار خود به مسائل معنوی و عرفانی پرداخته است. این پژوهش با هدف تبیین و تحلیل جایگاه اختیار در معنویت اسلامی بر اساس اندیشه علامه مصباح یزدی با استفاده از روش توصیفی ـ تحلیلی انجام گرفته است. نتایج این پژوهش چنین است که ایشان اختیار را در امور معنوی ضروری می‌داند. خداوند استعدادها و زمینه‌های معنوی را برای انسان فراهم ساخته است و او باید با اختیار مسیر معنویت را بپیماید.
    کلیدواژه‌ها: اختیار، معنویت، معنویت اسلامی، معنوی، قرب الی الله، علامه مصباح یزدی.
     
    مقدمه
    معنویت ازجمله مفاهیم بنیادین در نظام معرفتی اسلام است که تفسیر آن، نقش تعیین‌کننده‌ای در تبیین غایت زندگی انسانی، اخلاق و سلوک دینی دارد. با وجود اتفاق‌نظر کلی بر اهمیت معنویت در حیات فردی و اجتماعی، تعریف و تبیین ماهیت آن همواره محل اختلاف دیدگاه‌ها بوده است، به‌ویژه در دوران معاصر که قرائت‌های متنوعی از معنویت، گاه فارغ از مبانی الهیاتی و انسان‌شناختی دین رواج یافته است. در این میان، معنویت اسلامی به‌عنوان جریانی مبتنی‌بر خداوند‌محوری، وحی‌مداری و مسئولیت اخلاقی انسان، ویژگی‌هایی دارد که آن را از الگوهای سکولار یا تجربه‌گرایانه معنویت متمایز می‌سازد.
    از منظر اندیشۀ اسلامی، معنویت امری گسسته از عقل، اراده و مسئولیت انسانی نیست، بلکه به‌طور وثیق با اختیار انسان پیوند دارد. پرسش از نسبت میان اختیار و معنویت، ناظر به این مسئلۀ اساسی است که حرکت انسان در مسیر تقرب الهی تا چه اندازه متکی بر اراده و انتخاب آگاهانه اوست و نقش افاضه و هدایت الهی در این میان چگونه تبیین می‌شود. این پرسش، افزون بر بُعد انسان‌شناختی، دارای پیامدهای مهم الهیاتی و اخلاقی است و تلقی‌های متفاوت از آن می‌تواند به برداشت‌های متفاوتی از سلوک معنوی، مسئولیت اخلاقی و حتی سرنوشت انسان بینجامد.
    آیت‌الله مصباح یزدی به‌عنوان یکی از متفکران برجستۀ معاصر در حوزه‌های فلسفۀ اسلامی، کلام و اخلاق در آثار متعدد خود به تبیین ابعاد مختلف معنویت، تربیت اخلاقی و رشد روحی انسان پرداخته است. هرچند ایشان تعریف اصطلاحی و مستقلی از معنویت ارائه نکرده‌اند، اما با تحلیل مجموعه دیدگاه‌های ایشان می‌توان معنویت را در اندیشه وی به‌منزلۀ «پیوند آگاهانه و قلبی انسان با خدای متعال در مسیر تقرب الهی» تلقی کرد؛ پیوندی که بدون فرض اختیار و اراده انسان قابل تحقق نیست. بر این اساس، اختیار در اندیشۀ علامه مصباح يزدي نه‌تنها شرط امکان تکلیف و مسئولیت اخلاقی، بلکه رکن اساسی تحقق معنویت اصیل اسلامی به‌شمار می‌آید.
    با وجود اهمیت این موضوع، بررسی‌های انجام‌شده درباره معنویت اسلامی غالباً یا به تبیین کلی مفهوم معنویت پرداخته‌اند یا به تحلیل سلوک اخلاقی و عرفانی بدون تمرکز مستقل بر نقش اختیار بسنده کرده‌اند. از سوی دیگر، پژوهش‌هایی که به اندیشۀ علامه مصباح یزدی پرداخته‌اند، بیشتر ناظر به مباحث فلسفی، کلامی یا اخلاقی ایشان بوده و نسبت «اختیار» و «معنویت» در دستگاه فکری وی به‌صورت منسجم و مستقل مورد واکاوی قرار نگرفته است. این امر نشان‌دهندۀ وجود خلأ پژوهشی در تبیین جایگاه اختیار در معنویت اسلامی بر اساس اندیشۀ علامه مصباح یزدی است.
    مسئلۀ اصلی این پژوهش آن است که اختیار چه جایگاهی در تبیین معنویت اسلامی از منظر علامه مصباح یزدی دارد و این جایگاه چگونه با هدایت و افاضه الهی قابل جمع است؟ به بیان دیگر، این پژوهش در پی پاسخ به این پرسش بنیادین است که در اندیشۀ علامه مصباح يزدي نقش اراده انسانی در سلوک معنوی چیست و حدود و ثغور دخالت الهی در این مسیر چگونه تفسیر می‌شود؟
    بر این اساس، سؤالات اصلی پژوهش عبارت‌اند از:
    ۱. معنویت از منظر اندیشۀ اسلامی و با تأکید بر دیدگاه علامه مصباح یزدی چگونه قابل تعریف و تبیین است؟
    ۲. اختیار انسان چه نقشی در تحقق معنویت اسلامی در اندیشۀ علامه مصباح يزدي ایفا می‌کند؟
    ۳. نسبت میان اراده انسانی و هدایت الهی در سلوک معنوی از منظر ایشان چگونه تبیین می‌شود؟
    این پژوهش با استفاده از روش توصیفی ـ تحلیلی و با رجوع به آثار مکتوب علامه مصباح یزدی، به تحلیل مفهومی و نظام‌مند جایگاه اختیار در معنویت اسلامی می‌پردازد. مقاله حاضر در چند مرحله به بررسی موضوع می‌پردازد که در گام نخست به تبیین مفهوم معنویت در چارچوب اندیشۀ اسلامی و آثار علامه مصباح يزدي اختصاص دارد، سپس جایگاه اختیار در سلوک معنوی انسان را بررسی می‌کند و در نهایت، نسبت میان اراده انسان و افاضه الهی در مسیر تقرب الی‌ الله را بر اساس مبانی فکری ایشان تحلیل می‌نماید.
    1. معنویت اسلامی در اندیشۀ علامه مصباح یزدی
    به‌طورکلی، اختیار در آموزه‌های دین اسلام از جایگاه ویژه‌ای برخوردار است. مباحث اخلاقی اسلام، نیز از این قاعده مستثنا نیست، به‌طوری‌که اختیار، یکی از ارکان اساسی اخلاق به‌شمار می‌رود.
    1ـ1. جایگاه اختیار در معنویت اسلامی از منظر علامه مصباح یزدی
    علامه مصباح یزدی معتقد است که فعل اختیاری انسان، متعلق ارزش اخلاقی است، به همین سبب، انگیزه‌ها و امور فطری که جبراً و تکویناً در وجود انسان نهاده شده، متعلق ارزش اخلاقی نیستند؛ نه ارزش مثبت دارند و نه ارزش منفی (مصباح یزدی، 1391الف، ج2، ص61)، اما آیا این حکم، چتر خود را بر سر موضوعات معنوی نیز می‌گستراند یا خیر؟ آیا در امور معنوی نیز اختیار به همین اندازه مهم است که اگر از حوزۀ اختیار انسان خارج باشد فعل معنوی محسوب نشود؟ به‌عنوان مثال، کسی که خداوند بدون اراده او، زمینه و اسباب یک تجربۀ معنوی را فراهم کرده و آن شخص بدون اختیار، آن امر معنوی را درک کرده است، اما بعد از آن رهایش کرده، آیا معنویت محسوب مي‌شود یا اینکه به خاطر نقش نداشتن اراده و اختیارش، معنویت به‌شمار نمی‌رود؟ مثلاً انسان شرور و فاسدی که بر حسب اتفاق در یک امر معنوی شرکت می‌کند و شرکت کردن او نیز بنا بر اختیار نبوده، بدون اراده خودش، خداوند اسباب و زمینه‌های درک آن حال معنوی را برای وی فراهم کرد، اما حال معنوی و آن فضای معنوی را درک کرده است، سپس آن را رها کرده، یا اینکه شخصی به خاطر دیدن یک صحنۀ وحشتناک، مثلاً لحظۀ وقوع تصادف، دلش ناخواسته متوجه خدا می‌شود و ارتباط قلبی با خداوند متعال برقرار می‌کند، آیا این تجربۀ معنوی که خداوند شرایط را برای قرار گرفتن این شخص شرور و بهره‌مند شدن از تجربۀ معنوی مهیا کرده است، معنویت محسوب می‌شود یا خیر؟ اگر معنویت محسوب می‌شود، آیا ارزش معنوی هم دارد، یا به خاطر اختیاری نبودن عمل او، فاقد ارزش است؟ لازم به ذکر است که چون این پژوهش از منظر علامه مصباح یزدی بررسی می‌گردد لازم است برای رسیدن به پاسخ روشن و قانع‌کننده، باید چند مسئلۀ دیگر نیز طبق نظر ایشان تبیین گردد.
    اول. از منظر علامه مصباح یزدی، معنویت به چه معنا است؟
    دوم. در امور معنوی لطف و عنایت خداوند متعال تا چه اندازه است و اراده و اختیار خود انسان چقدر اهمیت دارد؟
    سوم. اینکه ارزش معنوی داشتن به چه معنا است؟
    2ـ1. تعریف معنویت
    معنویت، واژه‌ای است که امروزه بر سَرِ هر کوی و برزن بر زبان‌ها جاری است. مکاتب زیادی، اعم از مکاتب الهی و انحرافی آن را به سوی خود کشانده و داعیه‌دار ترویج آن شده‌اند، اما آنان در تعریف این واژه، همدل و همسان نیستند.
    برخی در تعریف معنویت گفته‌اند: معنوی از ریشه (عنی)، منسوب به معنی و خلاف مادی است؛ معنویات، یعنی آنچه خلاف مادیات است، حالت نفس و باطن (بستانی و مهیار، 1357، ص842). برخی نیز گفته‌اند: معنوی، منسوب به معنی، به‌معنای حقیقی، باطنی و روحانی می‌باشد و در مقابل آن، صوری و مادی است. در اصطلاح تعریف‌های متفاوتی برای آن بیان کرده‌اند. این واژه که نزد غربیان نیز معنای گسترده‌ای دارد و شامل هر نوع معناگرایی مي‌شود (پژوهشکده تحقیقات اسلامی، 1390، ص21). گفته شده: برای تعریف لغوی معنویت، دو کاربرد ذکر شده است. برخی واژۀ (spirituality) ـ که در زبان انگلیسی برای معنویت به کار می‌رود ـ را به دو گونه معنا کرده‌اند اگر با (s) بزرگ نوشته شده باشد، شامل وجودی مقدس می‌شود و اگر با (s) کوچک نوشته شده باشد، برای بیان توصیف تجربیات روان‌شناختی به کار می‌رود که هیچ ارتباطی با موجود مقدس ندارد. کاربرد آن برای بیان تجربیات شگفت‌انگیز ارتباط با طبیعت یا ارتباط با دیگران می‌باشد (رستگار، 1389، ص56).
    هنچنین در مورد معنویت اسلامی گفته شده که واژۀ معنویت در منابع اسلامی به این شکل نیامده، اما با توجه به‌معنای لغوی، می‌توان این‌طور گفت: منظور از معنویت، عالم باطن و حقیقت و روح جهان مادی می‌باشد و عده‌ای از انسان‌ها به مرتبه‌ای رسیده‌اند که از علم و ایمان و معرفت نسبت به آفریننده هستی برخوردار مي‌شوند و چیزهایی از عالم معنا را درک می‌نمایند که بر دیگران پوشیده است و می‌توان معنویت اسلامی را با استفاده از آیات و روایات چنین تعریف کرد: «حیات طیبه و نورانیت دل، از طریق معرفت، ایمان، عمل صالح و بندگی خدا بر اساس شریعت اسلامی» (پژوهشکده تحقیقات اسلامی، 1390، ص21ـ23). شهید مطهری معتقد است که مفهوم معنویت، تشکیکی، و برخاسته از پیوند میان فطرت و معنویت است، او همانند علامه طباطبائی فطرت را منشأ معنویت می‌داند (غفاری قره‌باغ، 1400، ص78).
    علامه مصباح يزدي مي‌فرمایند: معنای روح، ارزش، اخلاق و معنویت از نظر مادی‌گرایان با معنایی که در اسلام برای این امور به کار می‌رود، متفاوت است. مادی‌گرایان روح را موجودی سوای از بدن نمی‌دانند، بلکه روح را از خصوصیات همین بدن می‌دانند (مصباح یزدی، 1391ج، ص60).
    بنابراین، نوع نگاه جنبش‌های معنوی نوظهور، با معنویت اسلامی متفاوت است. معنویت در آموزه‌های اسلامی ویژگی‌های خاص خود را دارد. این خصلت‌ها، وجه تمایز بین معنویت اسلامی با معنویت‌های نوظهور مي‌باشند. ازجملۀ این ویژگی‌ها می‌توان به موارد ذیل اشاره کرد:
    توحیدمحوری خصیصۀ بارز معنویت اسلامی است. همۀ هستی حول محور خدای متعال می‌چرخد. پروردگار عالم، منبع کمال است، کمال‌جویان رشد خود را در قرب الی الله جست‌وجو مي‌کنند.
    دومین ویژگی معنویت اسلامی آخرت‌باوری است. زندگی دنیایی مقدمه‌ای برای زندگی بی‌پایان آخرتی است، زندگی دنیایی با سرنوشت آخرتی گره خورده است.
    سومین خصوصیت معنویت اسلامی این است که در چارچوب متون دینی، خصوصاً قرآن کریم شکل گرفته است و آموزه‌های خود را از متون دینی دریافت کرده است، اما بسیاری از معنویت‌های نوظهور هیچ‌کدام از این ویژگی‌ها را ندارد (سهرابی‌‌فر و ديگران، 1402، ص16).
    معنویت، در برخی از رشته‌های مربوط به علوم انسانی مانند روان‌شناسی و همچنین پیروان ادیان، جزو مفاهیم متداول شمرده می‌شود، تعاریف زیادی برای آن ارائه شده (ر.ک. رستگار، 1389، ص56 بعد)، اما تعریف دقیقی که جامع افراد و مانع اغیار باشد ارائه نشده است (غفاری قره‌باغ، 1400، ص25). در کتاب معنویت در سازمان، تعریف‌های مختلفی از معنویت ذکر شده و مورد نقادی واقع شده است (ر.ک. رستگار، 1389، ص56). حال باید ببینیم که علامه مصباح یزدی معنویت را چگونه معنا کرده است.
    3ـ1. تعریف و مؤلفه‌هاي معنویت اسلامی در اندیشۀ علامه مصباح یزدی
    با جست‌وجویی که در آثار علامه مصباح یزدی انجام شد، با اینکه مطالب زیادی در مورد معنویت از ایشان ذکر شده، ولی تعریفی درباره معنویت ارائه نشده است، اما می‌توان بر اساس مطالب ارزشمندی که در این زمینه از ایشان به یادگار مانده است، پی به نظر و تعریف مختار ایشان برد. وی در فرمایشاتی که جهت تبیین بیانیۀ گام دوم انقلاب ایراد فرمودند، به دو نوع تعریف برای معنویت اشاره می‌کنند ایشان فرمودند:
    ماییم که باید حقیقت معنویت و اخلاق را بشناسیم، البته از دیدگاه اسلام؛ وگرنه این مسایل مفهوم‌های عام‌تری نیز دارد، حتی بعضی از دولت‌های سابق «معنویت» را به جای «جمهوری اسلامی» به کار می‌بردند و جزو ارزش‌هایی بود که مطرح می‌کردند. برای مثال می‌گفتند: برای معنویت انقلاب شده است، اما آن را به‌معنایی که مشترک بین بت‌پرست، مسلمان، یهودی، و مسیحی و لامذهب است، به کار می‌بردند (بیانات آیت‌الله مصباح در جلسۀ کانون طلوع، 19/12/97).
    این فرمایش علامه مصباح يزدي نشان می‌دهد که دو نوع تعریف برای معنویت بیان شده است:
    یک تعریف معنویت عام که مشترک بین اسلام و دیگران است؛
    یک تعریف معنویت خاص، که همان معنویت اسلامی است؛
    آیا خود ایشان نیز این دو تعریف را قبول دارند یا خیر؟
    ظاهر همین عبارات بیان‌شده، می‌رساند که معنویت به‌معنای عام را قبول ندارد و تنها معتقد به معنویت اسلامی هستند. ازاين‌رو تأکید می‌کنند که باید دیدگاه اسلام در مورد معنویت را باید بشناسیم. در برخی عبارات دیگر ایشان نیز این مطلب تأیید می‌شود. ازجمله:
    ایشان در شرح نماز، بین اذکار نماز و توجه قلبی تفاوت قائل شده و گفتن اذکار بدون توجه قلبی را معنویت نمی‌داند، بلکه توجه قلبی است که معنویت محسوب می‌شود. ایشان می‌فرمایند:
    بین اذکار نماز که از سنخ مفاهیمی هستند که در ذهن انعکاس یافته و توجه قلبی که از سنخ الفاظ نیست، بلکه از مقوله علم حضوری و شهودی است، تفاوت وجود دارد. توجه قلبی برای کسانی که حضور خداوند را درک نمایند حاصل می‌شود. ... انسان می‌تواند با استعانت از پروردگار و توجه و تمرکز بر اذکار نماز، حالات معنوی را در خود به وجود آورد یا تقویت نماید (مصباح یزدی، 1383، ص91).
    بر اساس بيانات ايشان، نمازی که با حضور قلب نباشد و صرف گفتن اذکار باشد معنویت محسوب نمی‌شود، بلکه نماز در صورتی باعث معنویت می‌گردد که همراه با حضور قلب باشد. ازاين‌رو می‌توان گفت: از منظر علامه مصباح يزدي، معنویت همان ارتباط و پیوند قلبی انسان با خداوند متعال است. برای برقراری ارتباط، باید دو طرف ارتباط وجود داشته باشند، یک طرف انسان و طرف دیگر خدای متعال. توجه قلبی انسان به خدای متعال باعث ایجاد ارتباط و معنویت می‌شود. اگر ارتباط قلبی نباشد و یا به جای خدای متعال با موجود دیگری ارتباط قلبی برقرار نماید، معنویت محسوب نمی‌شود. این مطلب با فرازهایی از کتاب کاوش‌ها و چالش‌ها تأیید می‌شود. ایشان می‌فرمایند: کسانی که ولی نعمت خود، یعنی خدای متعال را انکار نمایند، روح معنویت و انسانیت خود را کشته و از بین برده‌اند و هیچ امیدی به تکامل و ترقی آنان وجود ندارد (مصباح یزدی، 1382، ج2، ص166). این در حالی است که در بسیاری از زیرشاخه‌های معنویت عام، هیچ اعتقادی به وجود خدای متعال ندارند. درواقع، هدف اصلی از تأسیس این‌گونه معنویت‌ها مبارزه با دین و معنویت حقیقی و محاق بردن دین و اعتقاد به خدای متعال است. این در حالی است که از نظر اسلام، معنویت بدون دین حاصل نمی‌شود. ایشان در کتاب در جستجوی عرفان اسلامی می‌نویسد: «به‌هرحال تقریباً مسلم است که اصل مسئله توجه به فضایل معنوى و کمالات روحى چیزى است که ریشه در دین و تعالیم وحیانى دارد و از ثمرات آن محسوب مى‌شود؛ به‌ویژه بر اساس اعتقادات ما که ظهور اولین بشر بر روى کره زمین (حضرت آدم) را با ظهور اولین دین الهى همراه و هم‌زمان مى‌دانیم» (مصباح یزدی، 1398الف، ص121).
    امروزه جامعۀ بشری از نبود معنویت در رنج و عذاب به سر می‌برد (مصباح یزدی، 1399ب، ص17). بشر امروزی تمام همت خود را مصروف آبادانی دنیای مادی خویش قرار داده است و مهم‌ترین بعد خود، یعنی بعدی معنوی را به دست فراموشی سپرده است. آيت‌الله مصباح يزدي می‌فرمایند:
    در اسلام انسان داراى دو بعد مادى و معنوى است که اصالت با روح و معنویت است و بدن مادى حامل و مركَب انسان حقیقى است. انسان بدون معنویت و اخلاق و دین و توجه به خالق و معبود، اساساً انسان نیست، بلکه حیوانى دوپا است، مثل سایر حیوانات، بلکه بدتر از آنها. درنتیجه در تمام شئون بشرى ـ اقتصاد، سیاست، فرهنگ و هنر و... ـ معنویت و من واقعى و روحانى را اصل و ملاک قرار مى‌دهد و دین را به صحنه دنیا و جامعه مى‌کشاند (مصباح یزدی، 1391ب، ص236).
    اگر جامعۀ بشری بخواهد به مشکلات خود پایان دهد، راهی جز چنگ زدن به معنویت حقیقی که همان معنویت اسلامی است، ندارد و معنویت اسلامی، یعنی برقرار کردن ارتباط قلبی انسان با خدای متعال. برای شناخت ارتباط قلبی، باید ابتدا این پرسش پاسخ داده شود که منظور از قلب چیست؟
    4ـ1. قلب به‌مثابه کانون معنویت در اندیشۀ علامه مصباح یزدی
    علامه مصباح يزدي در جلد اول کتاب اخلاق در قرآن به این موضوع پرداخته است. اصطلاحات قرآنی را که در این زمینه بیان شده را مورد واکاوی قرار داده و نتیجه کار را چنین بیان می‌دارد: «قلب» به اصطلاح قرآن، موجودى است که این‌گونه کارها را انجام مى‌دهد: درک مى‌کند، مى‌اندیشد، مرکز عواطف است، تصمیم مى‌گیرد، دوستى و دشمنى مى‌کند و... شاید بتوان ادعا کرد که منظور از قلب همان روح و نفس انسانى است که مى‌تواند منشأ همۀ صفات عالى و ویژگی‌هاى انسانى باشد، چنان‌که نیز مى‌تواند منشأ سقوط انسان و رذایل انسانى باشد و شاید بتوان این حقیقت را ادعا کرد که هیچ بُعدى از ابعاد نفس انسانى و صفتى از صفات و یا کارى از کارهاى روح انسانى را نمى‌توان یافت که قابل استناد به قلب نباشد (مصباح یزدی، 1391الف، ص234).
    حال که تعریف معنویت روشن شد، باید به این سؤال پاسخ داده شود که در معنویت اسلامی، اختیار چه جایگاهی دارد؟ آیا اگر کسی بدون اختیار، مثلاً به خاطر اتفاقاتی که در اختیار و اراده او نیست، توجه قلبی به خدا پیدا کند، معنویت محسوب مي‌شود یا خیر؟
    2. اختیار انسان در فرایند معنویت
    بر اساس تعریف عام معنویت، قطعاً کسی که بدون اختیار یک تجربۀ معنوی را درک کرده و نفحات دهری شامل حالش شده و ارتباط قلبی با خدای متعال برقرار کرده، دارای معنویت است. آیا در معنویت اسلامی نیز معنویت به‌شمار مي‌رود؟
    1ـ2. جایگاه اختیار در تحقق معنویت اسلامی
    می‌توان گفت بر اساس نظر علامه مصباح يزدي که فقط معنویت اسلامی را معنویت حقیقی می‌دانست، نفحات دهری که بدون اختیار بوده نیز معنویت محسوب می‌شود؛ زیرا شخص، ارتباط قلبی با خدای متعال برقرار کرده است، ولی اینکه آیا این ارتباط قلبی و معنوی دارای ارزش معنوی نیز می‌باشد؟ جملاتی از ایشان وجود دارد که بین دو صورت تفصیل قائل شده است:
    صورت اول: شخص بعد از درک نفحات، از آن استفاده نکند، اثر معنوی ندارد.
    صورت دوم: شخص بعد از درک نفحات، از آن استفاده کند، اثر معنوی دارد.
    این مطلب در جاهای مختلفی به اشکال گوناگونی بیان شده است که در ادامه برخی از آنان بیان می‌شود.
    در کتاب به سوی خودسازی می‌فرماید: هنگامی‌که نفحاتی وزیدن گرفت، اگر شخص از آن نفحات استفاده کرد، آثار معنوی برای او دارد، اگر استفاده نکرد، اولاً این حالات بدون اینکه اثری بر جای بگذارند از بین می‌روند و دیگر باز نمی‌گردند. ثانیاً فرد، دچار کفران نعمت شده است، چون این حالات، بهترین نعمت‌های خداوند متعال هستند (مصباح یزدی، 1380، ص204ـ206).
    در جای دیگری می‌فرماید: کسی که برای رسیدن به کمال از استعدادها و قابلیت‌های مادی ومعنوی استفاده نماید، همواره از فیض و عنایت الهی برخوردار می‌شود، اما اگر استفاده نکرد و در جهت انحطاط و سقوط به کار بست، خدای متعال او را به خود واگذار می‌کند و از عنایات خود محروم می‌سازد، ازاين‌رو دچار وسوسه‌ها و افکار شیطانی شده و استعدادهایش نابود می‌شود (مصباح یزدی، 1392، ص155).
    همان‌طور که از ظاهر این عبارات به دست می‌آید نفحات را خداوند متعال برای افراد رقم می‌زند، اما این سؤال به ذهن خطور می‌کند که آیا انسان با اختیار خود باعث شده که خدای متعال نفحات را شامل حالش فرماید یا اینکه خدای متعال بدون حساب و کتاب و به هر کس که دوست داشته باشد افراد را بهره‌مند می‌کند؟
    با توجه به برخی عبارات، چنین به نظر می‌رسد که اعمال اختیاری انسان باعث می‌شود که خدای متعال حالات معنوی را روزی آنان نماید. بخش‌هایی از کتاب به سوی خودسازی این مطلب را تأیید می‌نماید. ایشان درباره کیفیت جذبه‌های عرفا می‌فرماید: عرفا می‌گویند گاهی در مسیر قرب الی الله، جذبه‌هایی رخ می‌دهد که فرد را از توجه به ماسوی الله باز می‌دارد، اگرچه زمینه‌های دریافت این جذبه را خود فرد ایجاد مي‌کند، اما پیدایش این جذبه‌ها اختیاری نیست: «ذلِكَ فَضْلُ اللَّهِ يُؤْتِیهِ مَنْ يَشَآءُ» (مائده: 54)، حالت شیفتگی و شیدایی الهی برای آنان رخ می‌دهد (مصباح یزدی، 1380، ص204). امام حسین در «دعای عرفه» از خداوند می‌خواهد که سلوکشان مجذوبانه باشد و درعین‌حال که از افاضه جذبۀ الهی برخوردار می‌شود اختیار از ایشان سلب نشود. اگر اختیار از او سلب نشود، جذبه در تکامل او نقش بیشتری دارد؛ زیرا اگر بر اثر اعمال شایسته و ایجاد زمینه‌هاى لازم و با عنایت و توفیق الهى جذبه برای او حاصل شود و انسان در اثنای آن بى‌اختیار مى‌گردد، یک عمل انسانى و فعلى اختیارى نیست و شاید همان جذبه، چندان اثرى در تکامل سالک نداشته نباشد (مصباح یزدی، 1380، ص204).
    در اینجا اشاره به چند نکته ضروری به نظر مي‌رسد:
    الف) جذبه‌ها در مرتبۀ اوج قرار دارند و حالات معنوی در مرتبۀ ابتدايی هستند و در هر دو باید زمینه را خود انسان فراهم نماید.
    ب) جذبه به خاطر اعمال شایسته بوده و ازاين‌رو عمل شخص پیش‌زمینۀ اعطای جذبه از سوي خدای متعال به او شد که اگر عمل شخص نبود جذبه اتفاق نمی‌افتاد.
    ج) جذبه اگر اختیاری نباشد ارزش معنوی ندارد.
    حال که مشخص شد که اعمال اختیاری انسان باعث بهره‌مندی از حالات معنوی می‌شود، پس خدای متعال در این زمینه چه نقشی دارد؟
    جدای از اینکه خالق متعال فاعل علی الاطلاق است، اگر نازی کند فرو ریزند محمل‌ها. خدا شرایط را برای همۀ انسان‌ها مهیا فرموده و آنان را مختار آفرید تا با استفاده از شرایط آماده و با اختیار خود راه کمال را بجوید. هر کمالی هر قدر هم کم باشد از راه عمل اختیاری حاصل می‌شود. در ادامه به استعدادهای مختلف یا همان زمینه‌ها و شرایط مساعدی که خداوند برای انسان مهیا ساخته پرداخته می‌شود.
    2ـ2. نقد تلقی خودشکوفایی در کمالات معنوی از منظر علامه مصباح یزدی
    در وجود انسان دو نوع غریزه و میل وجود دارد: برخی خودبه‌خود شکوفا می‌شوند که همان امیال طبیعی هستند و برخی را انسان باید با اختیار خود آنها را شکوفا نماید. علامه مصباح يزدي در این زمینه می‌فرماید:
    غریزه‌ها و امیال طبیعی به‌خودی‌خود شکوفا می‌شوند و نیازی ندارند که کسی آنان را شکوفا نماید، مثلاً هنگام تولد نوزاد، گرسنگی همراه او وجود دارد. وقتی به بلوغ رسید غریزه جنسی او خودبه‌خود شکوفا می‌شود و انسان راه ارضای آن را می‌یابد، اما کمالات معنوی از این سنخ نیستند و با این امیال تفاوت دارند (مصباح یزدی، 1399الف، ص152)
    اولاً خودبه‌خود شکوفا نمی‌شوند و نیاز دارند که آنها را شکوفا کرد؛
    ثانیاً باید پس از اینکه فرد، موضوع، متعلق و مورد آنان را شناخت، باید اِعمال اختیار نماید، یعنی اندک اندک که میلی در شخصی پدیدار شد باید تصمیم بگیرد که قدم‌های دیگر را بردارد تا به مرحلۀ نهایی برسد (مصباح یزدی، 1399الف، ص152)؛ یعنی انسان باید با اختیار خودش، راه کمال را بپیماید. البته زمینه‌هایی نیز از طرف خدای متعال برای او مهیا می‌شود و راه را برای رسیدن به مقصد هموار می‌سازد.
    3. نقش هدایت و فراهم‌سازی الهی در معنویت
    خدای متعال در سورۀ «انسان» می‌فرماید: «إِنَّا هَدَیْنَاهُ السَّبِیلَ إِمَّا شَاكِراً وَ إِمَّا كَفُوراً» (انسان: 3)؛ ما راه را به انسان نشان دادیم، حال می‌خواهد شکرگزار، و یا کافر شود. با توجه به این آیه، راه رسیدن به رشد و کمال از طرف خداوند منان مشخص شده، و این انسان است که باید از آنها بهره‌مند شود.
    1ـ3. فراهم‌سازی شرایط رشد معنوی از سوی خداوند
    الف. امکانات و شرایط مادی
    ازآنجاکه انسان برای اینکه بتواند معنویت کسب نماید، باید زنده و دارای قدرت باشد و برای رفع اینها نیازمند امکانات مادی است. خداوند متعال قبل از اینکه انسان را خلق نماید، نیازهای مادی او را آماده کرده است. اما برخورداری از امکانات مادی به‌تنهایی کافی نیست. انسان باید اعمال عبادی را با اختیار خود انجام دهد تا از معنویت برخوردار شود. علامه مصباح يزدي مي‌فرماید: از آیاتی که سفارش به خوردن کرده، سپس می‌فرماید: «واشکرو لله»، و یا اینکه می‌فرمايد: «لعلکم تشکرون» مشخص می‌شود که هدف خدا از خلقت این نعمت‌ها، علاوه بر رفع نیاز مادی، برای رسیدن به کمال معنوی است، چون مردم ولی نعمت خود را شکر می‌کنند و شکر، یکی از اقسام عبادات است که انسان را به کمال می رساند (مصباح یزدی، 1391الف، ج2، ص199). این عمل شکرگزارى نیز به نوبۀ خود، انسان را تعالى مى‌بخشد و کمال معنوى برایش ایجاد مى‌کند. بنابراین، از این آیات مى‌توان فهمید که استفاده از مأکولات و مشروبات نیز مثل استفاده از سایر نعمت‌هاى خداوند اگر به انگیزۀ شکر باشد، علاوه بر ارزش مادى آن، در تأمین نیازهاى جسمى انسان، داراى ارزش مثبت اخلاقى و معنوى نیز خواهد بود و کمال معنوى انسان را به همراه خواهد آورد (مصباح یزدی، 1391الف، ج2، ص199).
    ب. امیال و گرایش‌های معنوی
    یکی از استعدادهای خدادادی مورد نیاز کسب معنویت، امیال معنوی هستند که خدای متعال در نوع انسان‌ها به ودیعه گذاشته است. امیال در روان‌شناسی دو دسته هستند: یک دسته برای تأمین نیازهای مادی (غریزه تغذیه و میل به غذا، غریزه و میل جنسی...)، اینها هدف زندگی نیستند. دستۀ دیگر امیال اصیلی که در درون انسان وجود دارند و فرامادی هستند، این امیال براى تأمین کمالات معنوى و براى شناخت هدف نهایى خلقت و رسیدن به کمال نهایى انسان در نظر گرفته شده‌اند. همۀ انسان‌ها به‌طور مساوی از این میل‌ها برخوردار هستند و محدود به افراد خاص یا مکان و زمان خاصی ندارند. بی‌نهایت هستند و انسان را به سوی بی‌نهایت می‌کشانند. یکی از مهم‌ترین اختلافات بین انسان و حیوان، همین میل به بی‌نهایت است. حتی فیلسوفان غیرالهی نیز آن را قبول دارند. امیال باطنی به کمک جوارح دیگری که نوع بشر دارا است، انسان را به سوی معنویت می‌کشاند (مصباح یزدی، 1380، ص97ـ98).
    ج. قوا و ابزار باطنی و هدایت بیرونی
    جوارح باطنی نیز ازجمله اسباب کسب معنویت هستند. همان‌طور که خدای متعال به انسان، چشم و گوش ظاهری داده است، چشم و گوش باطنی نیز عطا فرموده است. اگر چشم ظاهری آفت‌زده نباشد، می‌تواند ببیند. البته باید نوری باشد که آن جسم به چشم برسد تا شیء مورد نظر دیده شود. چشم باطن هم همین‌طور است. خداوند استعداد بهره‌مندی از چشم باطن را به همه داده است، اما چون برخی از آن استفاده نمی‌کنند کور مي‌شوند. سپس باید نور هدایت بیرونی از طرف خدای متعال، توسط رسولانش بر محیط حقایق و معارف معنوی و باطنی بتابد تا امکان مشاهده معنوی فراهم شود (مصباح یزدی، 1392، ص65). این اسباب نیز الطافی است که خداوند حکیم برای همۀ افراد مهیا کرده است، ولی اینها نیز به‌تنهایی کفایت نمي‌کند، ازاين‌رو علامات و نشانه‌های معنوی برای تشخیص راه حقیقت نیز در اختیار انسان قرار داده شده است.
    د. نشانه‌ها و الهامات معنوی
    از آیات و روایات به دست می‌آید که در دنیا، انسان‌ها به سمت مقصد نهایی که همان قرب الهی است در حرکت هستند که اگر راه را بشناسند و عزم خود را برای پیمودن این راه، جزم نمایند به مقصد می‌رسند. خدای متعال از سَرِ لطف و عنایت به بندگانش، علامت‌ها و نشانه‌هایی برای آنان قرار داده تا به کمک آنها راه‌ها و مسیرهای زندگی را پیدا نمایند. همان‌طور که خداوند در دنیای مادی، کوه‌ها و ستارگان را علامت و نشانه قرار داده است که راه را گم نکنند، برای سیر معنوی نیز نشانه‌ها و علاماتی قرار داده تا بندگان خدا به سوی کمال نهایی هدایت شوند. طبق مفاد بسیاری از روایات، علامات همان وجود مقدس چهارده معصوم هستند. روایتی از امام صادق نقل شده که در مورد «وَ عَلامَاتٍ وَ بِالنَّجْمِ هُمْ يَهْتَدُون» می‌فرماید: منظور از نجم، رسول خدا و مقصود از نشانه‌ها ائمۀ اطهار هستند (مصباح یزدی، 1392، ص215ـ216). خدای متعال علاوه بر این نعمت‌ها، گرایش فطری به خودش را نیز در وجود انسان نهادینه کرده است.
    هـ . گرایش فطری انسان به خداوند
    امیال و دلبستگی‌های زیادی در درون انسان به ودیعه نهاده شده است. علامه مصباح يزدي می‌فرماید:‌ یکی از این امیال، که بر دیگر امیال برتری دارد، دلبستگی و میل به خدا است. بسیاری از روان‌شناسان با این میل آشنایی ندارند و برای آنها مغفول مانده است. میل به خدا، از نوع عواطف و احساسات نیست، بلکه از هر دو لطیف‌تر و نهان‌تر است. کمال نهایی انسان به آن وابسته بوده و لذا شکوفا کردن آن، به دست خود انسان و اختیاری است (مصباح یزدی، 1399الف، ص152).
    خداوند متعال این امکانات را در وجود انسان قرار داده است و راه کمال و سعادت را نیز به ایشان نمایانده، حال انسان باید با اختیار خود به سوی شکوفایی کمالات معنوی قدم بردارد.
    4. کمال و غایت سلوک معنوی
    ازآنجاکه انسان موجودی مختار است و برای کارهای خود یک هدفی را دنبال می‌نماید. هنگامی‌که در مسیر معنویت و کمال قدم برمی‌دارد، نیز دارای هدف است. تمام سختی‌ها را به جان می‌خرد تا به آن هدف برسد، اما این غایت و کمال معنوی چیست؟
    1ـ4. کمال معنوی در اندیشۀ علامه مصباح یزدی
    در معنویت اسلامی کمال، «تقرب الی الله» است. منظور از قرب چیست؟
    آيت‌الله مصباح یزدی می‌فرماید: قرب سه معنا دارد: 1) قرب اعتباری؛ 2) قرب فلسفی؛ 3) قرب ارزشی و اخلاقی (مصباح یزدی، 1398ب، ص345).
    ایشان در جای دیگری چنین می‌فرمایند: قرآن کریم کمال نهایی انسان را قرب الهی معرفی می‌کند، منظور از قرب و نزدیکی، نزدیکی زمانی یا مکانی نیست، چون بین دو موجود مادی برقرار می‌شود. این قرب یک امر تشریفاتی هم نیست، بلکه یک منشأ تکوینی دارد و یک قرب وجودی است. قرب، رابطه‌ای بین خدا و انسان است که تکویناً حاصل می‌شود. کیفیت آن چگونه است؟ آیا رابطۀ علّی و معلولی است یا خیر؟ رابطۀ علّی و معلولی بین خدا و آفریدگانش برقرار است، اما این ملاک ارزش نیست، چون یک امر اکتسابی نیست. آیا قرب یک رابطۀ علمی ذهنی است؛ یعنی هر انسانی که معرفتش نسبت به خدا بیشتر، و قضایای بیشتر و درست‌تری نسبت به خدا بداند مقرب‌تر است؟ این نظر نیز با بینش اسلامی همخوانی ندارد و قابل مناقشه است. دانستن مفاهیم ذهنی، کمال نسبی نسبت به افرادی که اینها را ندارند، را دارد. اما دلیل کمال نهایی فرد نمی‌شود. قرب اعتباری و قرب فلسفی ارتباطی با علم و آگاهی و شناخت افراد ندارد. خدا با جمادات هم همین رابطۀ نزدیک را دارد. وجود تمامی ممکنات، چه بخواهند و چه نخواهند و چه بدانند و چه ندانند، وابسته به اراده خدا است (مصباح یزدی، 1398ب، ص343). بالاخره قرب به چه معناست؟ منظور از قرب مورد بحث، قربی است که نقس اصلی آن را، علم و اراده فرد ایفا می‌نماید؛ یعنی حاصل شناخت، اراده و آگاهی انسان است. درنتیجه، ممکن است همۀ انسان‌ها چون اختیار و اراده آزاد دارند راه قرب را انتخاب نکنند و همان‌طور که بیان شد منظور از نزدیک شدن انسان به پرودگار عالم، نزدیکی مکانی و جسمی نیست، بلکه تقرب روحی است و روح انسان به خداوند متعال نزدیک مي‌شود (مصباح یزدی، 1398ب، ص348).
    از آیات و روایاتی که در این زمینه نقل شده و می‌توان با عقل و فلسفه آنها را تحلیل کرد، چنین به دست مي‌آید که روح انسان با انجام اعمال خاصی، رابطۀ وجودی قوی‌تری با خداوند متعال برقرار مي‌کند و این رابطه امری حقیقی و تکوینی است، اما باید آن را با اختیار خود کسب نماید. این رابطه باعث می‌شود خودِ جوهر نفس انسان کامل‌تر گردد و هرچه کمال نفس افزایش یابد، لذت‌هایش بیشتر مي‌شود. انسان برای اینکه به کمال نهایی برسد باید این رابطۀ وجود با خدای متعال را تقویت نماید. به این صورت که علم حضوری نفس به خداوند متعال زیادتر شود. هر اندازه که شدت، قوت و ظهور وجودی بیشتری داشته باشد نزدیکی انسان به خدای متعال بیشتر خواهد بود (مصباح یزدی، 1398ب، ص343ـ345).
    حال که مقصود از قرب الی الله را فهمیدیم، این سؤال به ذهن خطور خواهد کرد که از چه راهی می‌توان به قرب الی الله رسید؟
    الف. مسیر تقرب الهی در معنویت اسلامی
    بر اساس آیات و روایات، تنها راه رسیدن به کمال، یعنی قرب الی الله عبادت است: «ما خلقت الجن الانس الا لیعبدون» (ذاریات: 56). انسان در سایۀ عبادت به هدف نهایی خلقت، یعنی قرب الی الله می‌رسد. در این آیه مای نافیه و الا استثنائیه به کار رفته است که در زبان عربی، برای حصر را حصر به کار می‌رود. عبادت در اینجا یعنی انسان همۀ کارها و رفتارهای اختیاری خود را برای اطاعت از فرمان خدا و برای رضای او «قربةً الى اللّه» انجام دهد، هر راه دیگری غیر از این، راه شیطان است (مصباح یزدی، 1399ب، ص47ـ48).
    قرب الی الله نقطۀ آغازی دارد. گاهی اوقات، شروع آن با یک عمل غیراختیاری است. همان‌طور که قبلاً بیان شد، برخی اوقات، نسیم‌های معنوی‌ای از جانب خدای متعال به سمت افرادی مي‌وزد. آیا این نسیم‌های رحمت الهی بدون پیش‌زمینه است و خداوند متعال هر وقت که خواست آنها را برای همه افراد منتشر می‌سازد یا اینکه باید افراد با انجام اعمالی، شایستگی آن را کسب کرده باشند؟ به‌عبارت دیگر، نفحاتی که شامل حال افراد می‌شود و آنان باید آن نفحات را بگیرند، وگرنه دچار کفران نعمت شده‌اند و باعث سقوط آنها می‌شود، یعنی با عمل اختیاری خود آنها را دربر بگیرند. آیا خود این نفحات بدون حساب و کتاب است؟ یعنی خدای متعال به هر کس بخواهد می‌دهد؟ یا نه، باید فرد با عمل اختیاری خود کاری کرده باشد که شایستگی دریافت آن را پیدا کند؟
    5. مصادیق مشمولیت عنایات الهی
    1ـ5. حقیقت «نسیم‌های رحمت الهی» در سلوک معنوی
    با توجه به برخی از عبارات آثار علامه مصباح يزدي چنین به نظر می‌رسد که این نفحات عمومی نیست و به خاطر وجود شایستگی‌های خاصی که برخی افراد دارند، این نفحات و عنایات الهی را دریافت می‌کنند. همان‌طور که نقل شد عرفا معتقدند که زمینۀ جذبه را خود انسان باید فراهم نماید تا جذبه برای انسان حاصل شود و نفحات شامل حالش شود. علاوه بر آن، امور ذیل می‌تواند باعث دریافت نفحات شود:
    سکینه و آرامش قلبی: خداوند متعال همان‌طور که نعمت‌های مادی دارد، نعمت‌های معنوی نیز دارد که بر افراد مخصوصی نازل می‌فرماید. او نعمت‌های معنوی خاصی را به مؤمنان اختصاص داده است. یکی از این نعمت‌ها سکنیه و آرامش در زمان بحران و اضطرار است. این نعمت‌ها بی‌حساب و کتاب به کسی داده نمی‌شود، بلکه باید افراد لیاقت و استعداد خاصی در خود ایجاد نمایند تا مشمول دریافت آن شوند. اگر کسی در مسیر تقرب به خدای متعال حرکت نماید، خداوند به او کمک کرده، اگر او یک قدم بردارد، خداوند ده قدم برمی‌دارد. اما اگر در مسیر ضلالت قدم برداشت خداوند بر گمراهی‌اش می‌افزاید (مصباح یزدی، 1399ب، ص161ـ162).
    طهارت قلب: علامه مصباح يزدي این روایت را نقل فرمودند، ما در پیشگاه خداوند نوری بودیم، پیش از اینکه عالم را بیافریند. هنگامی‌‌که خداوند خلایق را آفرید، ما تسبیح گفتیم و آنها آموختند و تسبیح گفتند، و ما تهلیل گفتیم و آنها آموختند و تهلیل گفتند، و ما تکبیر گفتیم و آنها آموختند و تکبیر گفتند (مجلسی، 1404ق، ج25، ص24).
    در تفسیر تبعیت خلق از تسبیح نور مقدس چهارده معصوم فرمودند دو احتمال وجود دارد:
    الف) در عالم انوار، تسبیح و تهلیل را آموختند و در همانجا تسبیح و تهلیل گفتند.
    هر کسی تا روز قیامت تهلیل، تکبیر و تسبیح خداوند بگوید به برکت اذکار چهارده معصوم است. ایشان همین معنای دوم را صحیح شمردند و آن را مستفاد از روایات دانستند. برای تأیید سخن خویش این روایت را نقل فرمودند: «إِنَّ لِرَبِّكُمْ فِی أَيّامِ دَهْرِكُمْ نَفَحَاتٍ أَلا فَتَعَرَّضُوا لَهَا»؛ از جانب خدای شما نسیم‌هایی برایتان می‌وزند؛ آگاه باشید که خود را در معرض آن نسیم‌ها قرار دهید. می‌فرماید: گاهی انسان احساس می‌کند که دوست دارد خدا را عبادت کند، اما گاهی هیچ حس و حالی برای عبادت ندارد. از روایات چنین به دست می‌آید که این نسیم‌های رحمت را ملائکه رحمت می‌وزند و بی‌حسی و حالت اشمئزار از خوبی‌ها از وساوس شیطانی است که شیطان پخش می‌کند. در ادامه می‌فرمايد: در جمله‌ای از زیارت حضرت ولی‌عصر روشن می‌شود که همۀ خوبي‌ها از برکت توجهات حضرت صاحب الزمان است. اوست که این انوار پاک را در عالم پخش می‌نماید، اما همه ظرفیت دریافت آن را ندارند و تنها دل‌های پاک آن را دریافت می‌کنند و به برکت آن، انگیزه کار خیر می‌یابند (مصباح یزدی، 1391د، ج1، ص262ـ264).
    ایمان:‌ در حدیث قدسی به حضرت داوود می‌فرماید: ای داوود، برای من خانه‌ای خالی کن تا در آن جای گیرم. همانا برای خدا در روزگارتان نسیم‌هایی است، آگاه باشید! در کمین آنها بنشینید و آنها را به دست آورید. (گاهی انسان با اصرار رفیقش، بدون اینکه میل و علاقه یا تصمیمی برای رفتن به مجلس سیدالشهدا داشته باشد شرکت می‌کند و دلش نورانی و معنوی می‌شود. یا اینکه انسان گناهانی انجام داده که مستحق عذاب شده، اما وجود ایمان باعث می‌شود که لایق شود و شفاعت رسول اکرم شامل حالش شود. این ایمان باعث نجاتش شده است، انسان باید سعی کند ایمان خود را تا آخر عمر حفظ نماید و در حالت خوف و رجا قرار گیرد و خود را در مسیر رحمت الهی قرار دهد (مصباح یزدی، 1391و، ج2، ص137ـ138).
    انجام برخی اعمال باعث می‌شود افراد مشمول رحمت الهی واقع شده و نفحات معنوی به سوی او سرازیر شوند که اگر خوب از آنها استفاده کرد زمینۀ رشد معنوی خویش را فراهم کرده و به درجات بالاتر صعود مي‌نماید، یعنی عمل اختیاری انسان باعث دریافت این نعمت بزرگ الهی شده است.
    سؤال: آیا انسان با اختیاری که دارد همه‌کاره است و خداوند متعال هیچ نقشی در این زمینه ندارد؟
    جواب: خیر. خداوند نعمت‌هایی برای رشد و شکوفایی و رسیدن به کمال در اختیار انسان قرار داده است، انسان باید از روی اختیار راه سعادت را بپیماید، اما خود را هیچ‌کاره ببیند و خدا را همه‌کاره عالم بداند تمام توجهش به عنایات الهی باشد، او وظیفه دارد به تکلیف خود عمل نماید و خدا نیز در راه رسیدن به هدفش او را یاری نماید.
    علامه مصباح يزدي می‌فرماید: با خواندن مکرر سورۀ «حمد» این اعتقاد در انسان به وجود می‌آورد که در امور مادی و امور معنوی، هیچ کاری از غیر خدا ساخته نیست، اگر مشیت الهی نباشد، هیچ کاری انجام نمی‌شود. از روایات نیز همین سخن به دست می‌آید. حتی ایمان آوردن انسان نیز به دست خدا است. باید به این باور برسیم که خداوند تدبیرکننده عالم است، بدون اذن او کاری انجام نمی‌شود، ازاين‌رو از او یاری بخواهیم تا توفیق الهی را نصیب خود نماییم، راه جلب توفیق الهی، بر استفاده بهینه از نعمت‌های خدا به‌خصوص نعمت‌های معنوی است و ایجاد زمینه برای دریافت امدادهای معنوی به آن بستگی دارد (مصباح یزدی، 1392، ص30).
    انسان در امور مادی و معنوی باید طبق تکلیف و وظیفۀ خود تلاش کند و نتیجه را به خداوند متعال واگذار نماید؛ زیرا هرچه خدا بخواهد همان می‌شود و این یک اصل مسلمی است در همه روزی‌های مادی مانند غذا، پوشاک، مسکن و... و در همه روزی‌های معنوی ازجمله علم، معرفت، کمالات روحی و قلبی و... . ازاين‌رو گاهی بدون تلاش روزی زیاد مادی و معنوی به افرادی می‌رسد که هیچ کس فکرش را هم نمی‌کرد. ایشان روایت «اِنَّ لِرَبِّكُمْ فِى اَيَّامِ دَهْرِكُمْ نَفَحاتٌ» را نقل کرده و می‌فرماید: گاهی خداوند جذبه‌های معنوی به کسانی می‌دهد که زیاد زحمت نکشیده‌اند، اما کسانی که مدت‌ها برای آن تلاش می‌کردند، اما نصبشان نمی‌شود. ما باید تلاش کنیم، اما روزی مادی و معنوی به دست خدای متعال است (مصباح یزدی، 1394، ج2، ص162ـ163).
    ما هر چه داریم از خدای متعال است، خداوند نعمت‌های مادی و نعمت‌های معنوی خصوصاً هدایت را به تدریج به ما عنایت فرموده است. ازاين‌رو باید تمام نیازهای مادی و معنوی خود را از خدای متعال بخواهیم.
    نتیجه‌گیری
    بر اساس آنچه بیان شد، تعریف معنویت ازجمله اموری است که اختلاف‌نظرهایی در مورد آن وجود دارد. برخی آن را به گونه‌ای تعریف می‌کنند که حتی شامل معنویت‌های سکولار، یهودی، مسیحی، لائیک و... می‌شود، اما علامه مصباح یزدی تنها معنویت اسلامی را معنویت حقیقی می‌داند. معنویت از نظر ایشان، پیوند قلبی ارادی با خدای متعال است، اما خداوند برای برقراری این ارتباط، زمینه‌هایی را فراهم کرده است، ازجمله امکانات مادی را در اختیار انسان قرار داده، امیال، جوارح باطنی و گرایش فطری به خدا را نهان انسان به ودیعه گذاشته است، علامات و نشانه‌های معنوی را نیز ایشان اعطا کرده است تا انسان با استفاده از این نعمت‌ها، توجه قلبی خود را به سوی خدای متعال روانه سازد و از برکات آن نیز برخوردار شود. خداوند بر اساس اعمال اختیاری که انسان انجام می‌دهند و شایستگی دریافت نفحات رحمانی را کسب می‌کنند آنها را از این نسیم‌های معنوی برخوردار مي‌نماید. کسانی که حتی یک بار حالات معنوی را بدون اختیار تجربه می‌کنند، نیز به خاطر اعمالی بود که انجام داده است، اما کیفیت برخورداری از این حالات معنوی در اختیار او نیست و خدای متعال هر طور که خودش بخواهد آن را رقم می‌زند. این نسیم‌های معنوی، ازجمله نعمت‌های خداوند متعال هستند. اگر افراد از آن استفاده کردند دارای ارزش معنوی است و برکات معنوی برای او به دنبال خواهد داشت، اما اگر افراد رویگردان شدند کفران کرده و ارزش معنوی ندارد.

    References: 
    • قرآن کریم.
    • بستانی، فؤاد و مهیار، رضا (1375). فرهنگ ابجدی. چ دوم. تهران: اسلامی.
    • پژوهشکده تحقیقات اسلامی (1390). معنویت اسلامی (چیستی، چرایی و چگونگی). قم: زمزم هدایت.
    • رستگار، عباسعلی (1389). معنویت در سازمان با رویکرد روان‌شناختی. قم: دانشگاه ادیان و مذاهب.
    • سهرابی‌فر، وحید و دیگران (1402). درآمدی بر مطالعات معنویت در علوم انسانی. قم: پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی.
    • غفاری قره‌باغ، سیداحمد (1400). معنویت و دین (بررسی استدلال‌های ناسازگارگرایان). چ دوم. قم: مؤسسۀ پژوهشی حکمت و فلسفۀ ایران.
    • مجلسی، محمدباقر (1404ق). بحار الانوار. بیروت: مؤسسۀ الوفاء.
    • مصباح یزدی، محمدتقی (1380). به سوی خودسازی. نگارش کریم سبحانی. قم: مؤسسۀ آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره).
    • مصباح یزدی، محمدتقی (1382). کاوش‌ها و چالش‌ها. تحقیق و نگارش محمدمهدی نادری قمی و سیدابراهیم حسینی. قم: مؤسسۀ آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره).
    • مصباح یزدی، محمدتقی (1383). به سوی تو. تحقیق و نگارش کریم سبحانی. قم: مؤسسۀ آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره).
    • مصباح یزدی، محمدتقی (1391الف). اخلاق در قرآن. تحقیق و نگارش محمدحسین اسکندری. قم: مؤسسۀ آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره).
    • مصباح یزدی، محمدتقی (1391ب). پرسش‌ها و پاسخ‌ها. چ هشتم. قم: مؤسسۀ آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره).
    • مصباح یزدی، محمدتقی (1391ج). پیش‌نیازهای مدیریت اسلامی. تحقیق و نگارش غلامرضا متقی‌فر. قم: مؤسسۀ آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره).
    • مصباح یزدی، محمدتقی (1391د). رساترین دادخواهی و روشنگری؛ شرح خطبه حضرت زهرای مرضیه(س)، معروف به خطبه فدکیه). تدوین و نگارش عباس گرایی. قم: مؤسسۀ آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره).
    • مصباح یزدی، محمدتقی (1391و). سجاده‌های سلوک: شرح مناجات‌های امام سجاد(ع). تدوین و نگارش کریم سبحانی. قم: مؤسسۀ آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره).
    • مصباح یزدی، محمدتقی (1392). بهترین‌ها و بدترین‌ها از دیدگاه نهج البلاغه. تدوین و نگارش کریم سبحانی. چ پنجم. قم: مؤسسۀ آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره).
    • مصباح یزدی، محمدتقی (1394). پند جاوید: شرح وصیت امیرالمؤمنین(ع) به فرزندش امام حسن مجتبی(ع). نگارش علی زینتی. چ پنجم. قم: مؤسسۀ آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره).
    • مصباح یزدی، محمدتقی (1398الف). در جستجوی عرفان اسلامی. تدوین و نگارش محمدمهدی نادری قمی. چ هفتم. قم: مؤسسۀ آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره).
    • مصباح یزدی، محمدتقی (1398ب). نقد و بررسی مکاتب اخلاقی. تحقیق و نگارش احمدحسین شریفی. چ ششم. قم: مؤسسۀ آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره).
    • مصباح یزدی، محمدتقی (1399الف). انسان‌شناسی در قرآن. تنظیم و تدوین محمود فتحعلی. چ هفتم. قم: مؤسسۀ آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره).
    • مصباح یزدی، محمدتقی (1399ب). آئین پرواز. چ نهم. قم: مؤسسۀ آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره).
    شیوه ارجاع به این مقاله: RIS Mendeley BibTeX APA MLA HARVARD VANCOUVER

    APA | MLA | HARVARD | VANCOUVER

    میرستاری، سید صادق. (1404) جایگاه اختیار در معنویت اسلامی از منظر علامه مصباح یزدی*. فصلنامه انوار معرفت، 14(2)، 45-61 https://doi.org/10.22034/erfani.2026.5002824.

    APA | MLA | HARVARD | VANCOUVER

    سید صادق میرستاری."جایگاه اختیار در معنویت اسلامی از منظر علامه مصباح یزدی*". فصلنامه انوار معرفت، 14، 2، 1404، 45-61

    APA | MLA | HARVARD | VANCOUVER

    میرستاری، سید صادق.(1404) 'جایگاه اختیار در معنویت اسلامی از منظر علامه مصباح یزدی*'، فصلنامه انوار معرفت، 14(2), pp. 45-61

    APA | MLA | HARVARD | VANCOUVER

    میرستاری، سید صادق. جایگاه اختیار در معنویت اسلامی از منظر علامه مصباح یزدی*. انوار معرفت، 14, 1404؛ 14(2): 45-61