پژوهش حاضر با بهرهگیری از نظریهٔ تحلیل گفتمان لاکلا و موفه، گونههای مختلف پرسشهای بلاغی در اشعار امام خمینی را شناسایی و طبقهبندی کرده است. نتایج نشان میدهد پرسشهای اظهاری، انکاری، اعتراضی، تمنایی، مبالغهآمیز، تجاهلالعارف و بثالشکوی بیشترین بسامد را دارند و هر یک سهم قابلتوجهی در تثبیت و تقویت دالهای کلیدی چون عشق شهودی، تعالیم حکمی-عرفانی و گرایشهای انتقادی-اصلاحی دارند. تحلیل گفتمان نشان میدهد پرسشهای بلاغی بهعنوان گرهگاههای معنایی، محورهای اصلی گفتمان عرفانی را تثبیت و انسجامبخشی میکنند و از طریق دو سازوکار کلیدی، انسجام معنایی را برقرار میسازند: نخست زنجیرههای همارزی که مفاهیم مثبت و مشروع عرفانی، مانند عشق الهی، پاکی نفس و معنویت صادقانه، را به هم مرتبط میسازند و دوم مکانیزمهای تفاوتگذاری که مسیرهای غیرمشروع و ریاکارانه را از هژمونی معنایی اصلی جدا میکنند. این پرسشها همزمان انسجام گفتمان را حفظ کرده و تضادها و چالشهای اخلاقی و معرفتی را برجسته میسازند و مخاطب را به تعامل فعال و انتقادی با متن فرا میخوانند. تعامل این پرسشها با دالهای نمادین عرفانی، همچون میخانه، پیر، رند، می و رازپوشی، انسجام گفتمان را از طریق شبکهای پیچیده از روابط همارزی و تفاوتگذاری تقویت میکند و زمینه شکلگیری آرمانشهر عرفانی را فراهم میسازد.